قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت
تندروها در مقابل امام باقر(ع)؛ كسانی كه می گفتند:

مرگ بر تو

مرگ بر تو

قائم: مشکل مهم زمانه امام باقر(ع)، مسئله جریان های تندرو و افراطی بود که به سبب سیاست های غلط جریان های حاکم، رو به گسترش بودند.



برخی از این جریان ها حتی آنان با سو استفاده از روایات امام باقر(ع) و نسبت دادن احادیث جعلی به امام می کوشیدند از حیثیت دینی و شیعی برخوردار شوند و با کشاندن شیعیان به جمع خود به اغراض سیاسی شان جامه عمل بپوشانند. به خصوص زمانی که امام باقر(ع) در مدینه تشریف داشتند. حضرت آنها را طرد می کردند و دستور می دادند که اصحاب و دوست داران ایشان نیز آنها را طرد نمایند.
مثلا «یفرة بن سعید» و « بیان بن سمعان» همچون چهره های معروف مذهبی افراطی و تندرو بودند که توسط اصحاب امام باقر(ع) که مورد نکوهش امام و یارانش قرار می گرفتند.
این جریان ها اهتمام می کردند با وانمود کردن اطاعت ظاهری از ولایت امام(ع)، خودرا از عمل به اخلاق اسلامی معاف دانسته ولی امام باقر(ع) مکرر آنها را به لزوم عمل صالح و رعایت اخلاق تاکید می فرمودند و اهتمام در خنثی نمودن اندیشه انحرافی آنها می کردند.
در کنار نکوهش و خنثی کردن اقدامات افراطی این جریان ها، امام باقر تلاش می کرد تا با رفتاری برمبنای مدارا، به عموم مردم نشان دهند که شیوه برخورد با هر نوع افراطگری و توهین در اخلاق اسلامی، چگونه باید باشد.


شیوه مدارا و اخلاق اجتماعی امام پنجم
مدارا با مردم و خصوصا مدارا با مخالفان، نه فقط سیره رسول خدا(ص)، بلکه سنت خداوند است که از طرف امامان معصوم ترویج شده است. گزیده خبرآنلاین از منابع مرجع و مستند درباره رفتار و گفتار امام باقر(ع) درباره توهین کنندگان را در زیر می خوانید:

حدیث امام باقر(ع) درباره افرادی که می گفتند: مرگ بر تو
در کتاب الکافی، نوشته مرحوم کلینی، جلد دوم صفحه 648 از چاپ چهارم - تهران آمده است:
امام باقر(ع) در روایتی فرموده است: «مردی یهودی خدمت پیامبر اکرم(صلّی الله مقابل وآله) رسید و اظهار داشت: «السام علیکم» یعنی مرگ بر شما
پیامبر با مدارا و نرمی برخورد کرد.
سپس دیگری (از یهود) آمد و مانند همان را گفت و پیامبر نیز مانند رفیقش به او پـاسخ داد؛ سپس سومی وارد شد و همان را گفت و حضرت نیز با مُدارا پاسخ داد.
عایشه خشمگین شد و اظهار داشت: مرگ و خشم و لعنت بر شما باد ای گروه یهود و ای برادران میمون ها و خوک ها !
پس رسول خدا(ص) به عایشه فرمود: ای عایشه! اگر این مرگخواهی و توهین و سخن ناسزای تو به صورتی مُجسم و مُتمثل می شد، به درستی که صورت زشتی داشت. بدان که در هر چیزی که نرمش و مُدارا را در پیش بگیری، آنرا آراسته می کنی و بر هیچ چیزی که مُدارا نکنی آنرا زشت خواهی کرد.»
سخن امام باقر(ع) با یارانش درباره توهین و دشنام و افشای راز افراد
محمّدبن یعقوب کلینی در جلد دوم کتاب کافی، صفحه ۱۱۶ آورده است:
امام باقر(ع) فرمود: در تورات – آنجا که خداوند با موسی(ع) سخن می گوید – آمده: ای موسی، راز نهفته مرا در دلت پنهان کن و در مقابل، مدارایم را با دشمنانم و دشمنان خودت آشکار ساز
و با افشای اسرارم، آنان را به دشنام گویی مقابل من وادار مساز که در آن صورت، با دشمنانم و دشمنان خودت در دشنام گویی به من شریک شده ای.

برخورد امام باقر(ع) با فردی که به ایشان گفت تو گاو هستی
در کتاب مناقب آل ابی طالب(ع) تالیف ابن شهرآشوب مازندرانی چاپ اول در قم، جلد چهارم در صفحه 206 آمده است:
سلیمان بن قرم روایت می کند که شخصی نصرانی به امام باقر(ع) رسید و به ایشان توهین کرد و اظهار داشت: «انت بقرٌ: تو گاو هستی» (العیاذ بالله).
امام (ع) با آرامش ومدارا به او فرمود: من باقر هستم نه بقر.
سپس آن شخص به مادر امام نسبت های زشتی داد. امام باقر با کمال ادب او را آرام کرد و به بیانی نرم به او پاسخ داد که آنچه می گوید زشت و نادرست است.
برخورد امام باقر(ع) با فردی که از روابط نامشروعش سخن گفت
در کتاب فروع کافی، تالیف شیخ کلینی، جلد 5 در صفحه 541 آمده است:
از ابوحمزه ثمالی نقل شده که خدمت امام سجاد (ع) بودیم. شخصی آمد و اظهار داشت: من مبتلا به رابطه نامشروع با خانم ها هستم.
یک روز زنا می کنم و روز بعدش را روزه می گیرم و بدین سان کفاره زنا را به جا می آوردم؟
امام سجاد (ع) فرمود: هیچ چیزی نزد خداوند محبوب تر از این نیست که بندگان از او اطاعت کنند و معصیت مرتکب نشوند. زنا نکن و روزه هم نگیر.
ابوحمزه می گوید: امام باقر(ع) که در آن جا نشسته بود آن مرد را به طرف خود کشید و دستش را گرفت و با اخلاقی نرم و آرام به او فرمود: « عمل دوزخیان را مرتکب می شوی و امید وارد شدن به بهشت را داری؟»

سخنی از نهج البلاغه درباره کسانی که به دیگری فحش دادند
در کتاب نهج البلاغة تالیف سید رضی، چاپ اول در قم در صفجه 323 آمده است:
در بحبوحه ی جنگ صفین، دو نفر از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) به اهل شام فحش دادند.
امام(ع) از عملِ ایشان مطلع شد و آن دو نفر را احضار کردند و فرمود:
« من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را یادآور می‏ شدید و گمراهی‏ ها و کارهای ناشایسته آنان را بر می ‏شمردید به رفتار درست نزدیک تر بود. شما باید بجای دشنام به آنها می‏ گفتید: بار پروردگارا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنها را اصلاح نما و آنان را از گمراهی به راه راست، هدایت فرما تا آنان که جاهلند حق را بشناسند، و کسانی که ستیزگی و دشمنی با حق می ‏کنند، دست بردارند و باز گردند.»
/6262


منبع:

1399/11/30
12:33:02
0.0 / 5
170
تگهای خبر: اسلام , اسلامی , امام , پیامبر
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۳