قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

راز قبرهای حرم از نخودكی و پالاندوز تا جیگی جیگی نوازنده

راز قبرهای حرم از نخودكی و پالاندوز تا جیگی جیگی نوازنده

به گزارش قائم گزارش خبرآنلاین، روایتی است از پنج چهره عجیب، از میان 27 هزار مزار مشهور در حرم حضرت رضا(درود خدا بر او) كه 912 تن از آنها نام و شُهرتشان شناخته شده است.



باور داشته باشی یا نداشته باشی، طعم عرشیان را هم كه نچشیده باشی، شبی اگر كه در این دیار، سحر كرده باشی،
با آشنایانِ مزارهای حَرم، اگر سفر كرده باشی و با قبرهای قدیمی، سَر كرده باشی،
حتما شنیده ای از راز مزارها و سنگِ قبرهای «حرم»؛
از بین این همه مزارها، برخی شُهره اند و بسیاری، پنهان.
اهل ادب، برای اجازه ورود گرفتن به بارگاه بزرگان، واسطه دیدار می طلبند. اجازه می گیرند و رُخصت می خواهند. دوست و رفیقی را واسطه می كنند برای وقت ملاقات؛
برخی كه اهل عنایت اند، وقت ورود، از در «سقاخانه» می روند، چونكه «نشان از بی نشانها» دیده اند. او اظهار داشته بود: مرا پایِ درِ صحن، دفن كنید؛
«ای نقش دیده و دلِ ما، جای پای تو»*
عده ای دیگر كه صوفی مَسلك اند، از ضلع شرقی «حرم» می آیند. مُرشدها و مریدان، وقت ورود، از آن «پیرپالاندوز» رُخصت می طلبند؛
« راهم بده كه ذاكر ناقابل توام»*
هستند بعضی از آشنایان رازهای مزارهای پنهان - از دوره گردان اهل دل و برخی اهالی هنر - نیز، می روند از ایوان عباسی (صحن انقلاب) وارد می شوند تا پای مزار آن «آوازخوان نوغان»، ادای احترام كنند.
اینها البته هیچ كدام، بین زائرین آشكار نیست و بایدبا قبرهای قدیمی، سَركرده باشی تا رازدار روایت ها شده باشی.

27 هزار مزار و 912 قبر مشهور:
از بین 27 هزار تن از مشاهیر اهل قبور در «حرم»، 912 تن، نام و نشان و كِسوتشان در بین مشاهیر شناخته شده است؛ در پنج گروه:
اول: صاحب منصبان آستان قدس، دوم: رجال سیاسی و نظامی، سوم: عالمان دینی و شهداء، چهارم: دانشوران، پنجم: ادیبان وهنرمندان.
«روشن هزار سینه ی سینا، به نور او»*
اما چه فرق می كند برای «كریم»؛ مشهور باشی یا مجهول:
«یكسان بُود به وقت عطای تو، خاص و عام / فرقی نمی كند به درت، شاه یا غلام »*
در میان آن هزاران تن و این 912 تن، برخی هستند كه انگار حال آدمی را در هنگامه ی زیارتِ حرم میزبانی می كنند؛ برخی شان دعوت تان می كنند. با برخی شان كه دوست شوید، دستتان را می گیرند، توی حرم می چرخانند و می برند، كنج و كناری كه این دیگر فرق می كند:
«مَضمون بده كه از تو بگویم برای تو»*
روایتی از این پنج تن:
لیست كردن همه آن 912 تن، قصد این نوشته نیست. در این روز شهادت، دل پر می كشَد به مشهد كویش و می خواهد كه حال پنج تنی از آن اهل دلها را بپرسد و بخواهد تا واسطه زیارتی شوند:
نُخودكی
آقا علی اكبر اصفهانی است؛ معروف به نخودكی، از آن آدم هایی كه روز و شب نمی شناخت برای بیتوته كردن در حرم و دل نمی كند از این حریم. خلاصه رفیق «آقاعلی بن موسی الرضا» بود. حالا هم پای درِ ورودی صحن سقاخانه دفن است. گفته بود می خواهم، مزارم زیر پای زائرین باشد.
روزی كه مُرد، خراسان را نیروهای شوروی اشغال كرده بودند، اما شهر، دیگرگون شد و تمام شهر تعطیل بود و حالت فوق العاده اعلام گردید و سربازان روسی سراسر مسیر تشییع جنازه او را از سمرقند تا خود حرم زیر نظر داشتند.
تُربتی
آقاعباس راشد تربتی است، به «حاج آخوند» معروف بود. كشاورزی بود اهل دل و فقط روزهای آخر هفته وقت داشت درس دیانت بخواند.
شب و روزش رسیدگی به كار و مشكلات مردم بود. وقتی سال 1301، در تربت حیدریه زلزله آمد، تمام شهر، دور مدیریت او می گشت. چنانكه آمریكایی ها كمك های نقدیشان را برای «راشد» فرستادند و او كمك ها را پس فرستاد و نپذیرفت.
رئیس الوزای وقت احمدشاه، بعد از حل مشكلات مردم در زلزله برای او ابلاغ تلگراف تشكر فرستاد. سال 1326 قمری، هفت ماه طول كشید تا پیاده رفت كربلا و برگشت. عاشق «آقا علی ابن موسی الرضا» بود و مزارش هم شد، گوشه ای از صحن آزادی.
پالاندوز
آقا محمدعارف عباسی است؛ مشهور به «پیر پالاندوز». معاصر شیخ بهایی بود. شغلش كفش دوزی بود و خط ثلث را به زیبایی می نوشت. درس نخوانده بود اما جانش، مسئله آموز صد مُدرس شده بود. آنچنانكه بعدها، از پیران سلسله ذَهبیه شد. آقا محمد، علم كیمیاگری می دانست و آنچه می دید و می شنید را كسی نمی دید. چنان با عشقِ «آقا علی ابن موسی الرضا» می زیست كه گفته بود «آقا» را می بیند و با وی گفتگو می كند.
وقتی مُرد، مردم و مریدان، بیداد می كردند. سلطان محمد خدابنده دستور داد آرامگاهی در ضلع شرقی حرم برایش بنا كردند.
شیخ جعفر
آقاجعفر مجتهدی است؛ هرچه دار و ندار و املاك داشت را برای مردم محروم خرج كرد و بخشید. آنچنانكه «پینه دوز» شد. زندگی اش را پای فراگیری عرفان گذاشت. در اشتیاق زیارت عتبات به عراق مهاجرت كرد كه به دلیل نداشتن جواز ورود، دستگیر و در عراق زندانی شد. خودش می اظهار داشت: زندان، توفیق الزامی شد تا به خلوت و شناخت خود بپردازد. بعداز آزادی از زندان، یك سال در نجف و هشت سال تمام شب ها را تا سحر در حرم امام حسین(ع) می گذراند. زندگی اش از طریق دوختن كفش های كهنه می گذشت.
بعدها در بحبوحه ناامنی كودتای عبدالكریم قاسم بر ضد ملك فیصل (پادشاه عراق) به ایران برگشت و شهر به شهر، گمنام می چرخید تا به مشهد رسید و ماند. عاشق خاندان بود. استاد كشمیری می‏ اظهار داشت: «آقا جعفر، خودش حرمِ اهل بیت‏ است.»؛ چنان با جانش در حریم «آقا علی ابن موسی الرضا» انس گرفته بود كه آخرش در حجره ی 24 صحن آزادی آرام گرفت.
و این آخری: روایت یكی از مزارهای متفاوت و اعجاب انگیز است:
جیگی جیگی
مشهور است به «جیگی جیگی»؛ اسم واقعی اش را هیچ كس ندانست. خانواده ای هم نداشت. دوره گرد بود و دف می زد و به آوازخوانی شهره بود.
اما آوازخوانی كه چنان عشق خاندان را در دل داشت كه در روزهای شهادت و خصوصا كل دو ماه محرم و صفر را، دست به دف و دایره نمی برد و كسی او را در شهر نمی دید.
«جیگی جیگی، ننه خانم»، هر روز بامداد می آمد مقابل حرم می ایستاد و به امام رضا(ع) سلام می داد و بلند آواز می خواند:
جیگی جیگی، ننه خانوم
بیا بشین روی زانوم
روی زانوم، سنجد داره
یه كمی بخور، قوت داره

همه گفته اند درباره او كه: هر باری كه گنبد و بارگاه حرم «آقا علی ابن موسی الرضا» را می دید، تنبكش را به نشانه احترام و ادب، پشت سر یا زیر لباس مُندرسش پنهان می كرد و بعد از سلام به حضرت، میرفت به كوچه و بازار برای آوازه خوانی و تنبك زنی؛
خانه وی در سطح شهر، مشهور بود به «غار». اتاقكی غار مانند در داخل كال (كانال) انتهای كوچه نوغان، جایی نزدیك دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ.
«جیگی جیگی» چگونه در حرم دفن شد؟
چون هیچ خانواده ای نداشت، جنازه اش را به غسالخانه شهر در میدان طبرسی بردند. یك شب در غسالخانه ماند و قرار شد توسط ماموران شهرداری در قبرستان «گلشور» - قبرستان عمومی شهر- دفن شود. همزمان با انتقال جسد «جیگی جیگی» به سردخانه، جنازه یكی از تجار معروف مشهد را شبانه به غسالخانه آوردند.
صبحگاه خانواده مرد تاجر، جنازه را تحویل گرفتند و بعد از انجام مراسمی خاص، راهی حرم حضرت رضا(ع) شدند. كارگران شهرداری هم جنازه موجود را برای دفن به قبرستان عمومی شهر بردند و بی كس و تنها، كفن و دفنش را به سرعت انجام دادند.
هنگام وداع و دفن تاجر، وقتی كفن را كنار زدند، متعجبانه دیدند كه این جنازه او نیست. وقتی به غسالخانه برگشتند، فهمیدند این جنازه «جیگی جیگی» بوده است. خانواده مرد تاجر وقتی به قبرستان «گلشور» رسیدند كه جنازه پدرشان دفن شده بود و هرچه تلاش كردند، مراجع تقلید مشهد، مجوز نبش قبر ندادند. از جانب دیگر هم به دستور مراجع، جنازه «جیگی جیگی» در همان قبر مرد تاجر در حرم دفن شد.
بدین سان آن نوازنده ی دوره گرد و گمنام، در ایوان شمالی صحن عباسی(انقلاب) آرام گرفت. همان بارگاهی كه «جیگی جیگی»، هر روز صبح، طنین آوازش را با سلام به امامش آغاز می كرد.

آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی زِ گناهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان / دور مران، از درو راهم بده
لایق وصل تو كه من نیستم / اذن به یك لحظه نگاهم بده

پیوست:
* ابیات داخل گیومه اشعاری از «غلامرضا سازگار» در وصف حضرت رضا(ع) است.
/6262


منبع:

1398/08/08
15:18:14
5.0 / 5
2955
تگهای خبر: امام , دین , سفر , شهادت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۳
لینک دوستان قائم