قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

امام رضا(ع) در رابطه با ظهور خدا در اشیاء چه می فرمایند؟

امام رضا(ع) در رابطه با ظهور خدا در اشیاء چه می فرمایند؟

قائم: سخن از ظهور خدا در عالم به مفهوم مشاهده آثار، نشانه ها، صنع و تدبیر الهی است نه ظهور و تجلی ذات خدا در اشیاء.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از مباحث مهم در الهیات اسلامی، چگونگی سخن گفتن از نسبت خداوند با جهان است. در بعضی تقریرهای عرفانی و فلسفی، تعبیرهایی مانند «ظهور خدا در اشیاء» یا «تجلی خدا در موجودات» به کار می رود؛ اما مسئله مهم اینست که این تعابیر دقیقاً چه معنایی دارند و آیا میتوان از آنها عینیت یا اتحاد خالق و مخلوق را نتیجه گرفت؟ سخنان امام رضا مقابل السلام در تبیین اسماء و صفات الهی، معیار روشنی برای تفکیک این مفاهیم ارایه می کند و اجازه نمی دهد «ظهور» به مفهوم حلول، عینیت یا حضور ذات الهی در اشیاء تفسیر شود.

بنابر روایت تسنیم، امام رضا مقابل السلام در توضیح اسم «ظاهر» ابتدا هرگونه برداشت جسمانی از این واژه را نفی می کنند. ایشان می فرمایند ظاهر بودن خداوند به این معنا نیست که خدا بر اشیاء سوار شده یا بر آنها نشسته و از راه قرار گرفتن در جایگاهی بالاتر بر آنها برتری یافته باشد، بلکه «ظهور» خداوند به مفهوم قهر، غلبه و قدرت او بر همه اشیاء است. امام برای توضیح این معنا به کاربرد عرفی واژه اشاره می کنند؛ همان گونه که انسان می گوید «بر دشمنانم پیروز شدم»، ظهور در اینجا به مفهوم پیروزی و غلبه است، نه قرار گرفتن فیزیکی در بالای دشمن.

در ادامه، امام رضا مقابل السلام معنای دیگری برای «ظاهر» بیان می کنند که اهمیت اعتقادی بیشتری دارد: خداوند برای کسی که او را طلب کند، آشکار است و هیچ چیزی از تدبیر و صنع او پنهان نیست. انسان هر جا روی کند، آثار صنع و تدبیر الهی را مشاهده می کند و حتی در وجود خودش نشانه هایی از خداوند می یابد که او را از جست وجوی دلیل دیگری بی نیاز می کند. بنابراین، سخن از ظهور خدا در عالم، در این بیان، به مفهوم مشاهده آثار، نشانه ها، صنع و تدبیر الهی است، نه این که ذات خداوند در موجودات ظهور کرده و عین آنها شده باشد.

نکته مهم تر آنست که امام رضا مقابل السلام میان معنای «ظاهر» درباره ی خداوند و معنای آن درباره ی انسان ها تفکیک می کنند. درباره ی انسان، ظاهر بودن می تواند به مفهوم وجود آشکار و قابل تحدید و توصیف باشد؛ اما درباره ی خداوند چنین معنایی صحیح نیست. امام تصریح می کنند که «اسم» مشترک است، اما «معنا» یکی نیست. این قاعده در فهم خیلی از اسماء و صفات الهی اهمیت دارد: وقتی واژه ای مانند ظهور، علم، قدرت یا وجود درباره ی خدا و مخلوق به کار می رود، نباید معنای مادی و محدود انسانی آنرا عیناً به خداوند نسبت داد.

همین قاعده درباره ی «باطن» نیز در سخن امام رضا مقابل السلام دیده می شود. باطن بودن خداوند به مفهوم فرو رفتن ذات الهی در درون اشیاء و نفوذ مکانی در آنها نیست. امام، باطن بودن را به «علم، حفظ و تدبیر» اشیاء تفسیر می کنند؛ یعنی خداوند به اسرار و امور پنهان موجودات آگاه است، آنها را حفظ می نماید و تدبیر آنها در اختیار اوست. بنابراین، هم «ظاهر» و هم «باطن» در این روایت، با نفی تصور مکانی و جسمانی از خداوند تبیین شده اند.

از این منظر، اگر تعبیر «تجلی خدا در اشیاء» فقط به مفهوم آشکار شدن آثار قدرت، حکمت، علم و صنع الهی در جهان باشد، میتوان آنرا در چارچوبی درست فهم کرد؛ اما اگر «ظهور» یا «تجلی» به این معنا گرفته شود که ذات خداوند در موجودات تحقق یافته، یا موجودات مرتبه ای از ذات الهی و عین خداوند هستند، این معنا با مرزبندی روشنی که امام رضا مقابل السلام میان خالق و مخلوق ارایه می کنند سازگار نخواهد بود. در نگاه امام، آن چه در جهان مشاهده می شود «صنعت» و «آثار» خداست، نه ذات خداوند.

بر این اساس، سخن امام رضا مقابل السلام می تواند معیاری برای نقد تعبیرهای مبهم در الهیات و عرفان باشد: نباید از «ظهور خدا» در عالم، «عینیت خدا با عالم» را نتیجه گرفت و نباید «تجلی آثار و صفات الهی» را با «ظهور ذات الهی در اشیاء» یکی دانست. خداوند ظاهر است، برای اینکه قدرت و آثار صنع او همه جا آشکار است؛ و باطن است، برای اینکه به همه حقایق و اسرار مخلوقات علم، حفظ و تدبیر دارد. اما هیچ یک از این دو معنا مستلزم حلول، اتحاد یا عینیت خالق و مخلوق نیست؛ بلکه برعکس، روایت امام رضا مقابل السلام با دقت، فاصله اعتقادی میان خداوند و آفریدگان را حفظ می نماید.

پی نوشت:
متن روایت امام رضا مقابل السلام:

... امّا ظاهر، به این معنا نیست که با سوار شدن بر اشیاء و نشستن بر آنها، از آنها بالا رفته است بلکه به این خاطر به او ظاهر گفته می شود که بر همه چیز چیره و قاهر است و بر همه چیز غلبه یافته و نسبت به همه چیز می تواند، مثلًا گفته می شود «بر دشمنان خود پیروز شدم»، و «خداوند مرا بر دشمنم پیروز گردانید»، در اینجا منظور از ظهور، فتح و غلبه است و ظهور خدا بر اشیاء نیز اینگونه می باشد. و صورت دیگری نیز برای ظهور خداوند وجود دارد و آن اینکه: او برای هر کس که او را بخواهد ظاهر و هیچ چیز بر خدا پوشیده نیست، و تدبیر هر چه دیده می شود به دست اوست، پس چه ظاهری از خداوند ظاهرتر و آشکارتر است؟ برای اینکه تو، به هر کجا روکنی، مصنوعات و مخلوقات او را می بینی، و در وجود خودت، آثاری از او هست که تو را بی نیاز می کند.

وَ أَمَّا الظَّاهِرُ فَلَیْسَ مِنْ أَنَّهُ عَلَا الْأَشْیَاءَ بِرُکُوبٍ فَوْقَهَا وَ قُعُودٍ عَلَیْهَا وَ تَسَنُّمٍ لِذُرَاهَا وَ لَکِنَّ ذَلِکَ لِقَهْرِهِ وَ غَلَبَتِهِ الْأَشْیَاءَ وَ قُدْرَتِهِ عَلَیْهَا کَقَوْلِ الرَّجُلِ ظَهَرْتُ عَلَی أَعْدَائِی- وَ أَظْهَرَنِیَ اللَّهُ عَلَی خَصْمِی إِذَا أَخْبَرَ عَلَی الْفَلَجِ وَ الظَّفَرِ فَهَکَذَا ظُهُورُ اللَّهِ عَلَی الْأَشْیَاءِ وَ وَجْهٌ آخَرُ أَنَّهُ الظَّاهِرُ لِمَنْ أَرَادَهُ لَا یَخْفَی عَلَیْهِ لِمَکَانِ الدَّلِیلِ وَ الْبُرْهَانِ عَلَی وُجُودِهِ فِی کُلِّ مَا دَبَّرَهُ وَ صَنَعَهُ مِمَّا یَرَی فَأَیُّ ظَاهِرٍ أَظْهَرُ وَ أَوْضَحُ أَمْراً مِنَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَإِنَّکَ لَا تَعْدَمُ صَنْعَتَهُ حَیْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ فِیکَ مِنْ آثَارِهِ مَا یُغْنِیکَ

ولی ظاهر در مورد ما مردمان به کسی گفته می شود که وجودش بارز و آشکار بوده، بوسیله حدّ و وصفش معلوم باشد، پس اسم مشترک است ولی مدلول متفاوت.

و امّا باطن، به مدلول «درون اشیاء بودن» نیست، به این معنا که درون اشیاء غور و نفوذ کند. بلکه به این معنا است که به درون اشیاء اطّلاع و آگاهی دارد و تدبیر آن به دست اوست، مثل این که گفته می شود: «أبطنته» یعنی: از آن آگاه شدم و سرّ پنهان او را دانستم. ولی «باطن» در مورد آدمیان به کسی اطلاق می شود که به درون اشیاء رفته و پنهان شود، پس اسم مشترک است و مدلول متفاوت.

فرمود: و همین گونه است تمامی نامها، هر چند که ما تمام آنها را در اینجا بر نشمریم.

وَ الظَّاهِرُ مِنَّا الْبَارِزُ بِنَفْسِهِ الْمَعْلُومُ بِحَدِّهِ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ لَمْ یَجْمَعْنَا الْمَعْنَی وَ أَمَّا الْبَاطِنُ فَلَیْسَ عَلَی مَعْنَی الِاسْتِبْطَانِ لِلْأَشْیَاءِ بِأَنْ یَغُورَ فِیهَا وَ لَکِنَّ ذَلِکَ مِنْهُ عَلَی اسْتِبْطَانِهِ لِلْأَشْیَاءِ عِلْماً وَ حِفْظاً وَ تَدْبِیراً کَقَوْلِ الْقَائِلِ بَطَنْتُهُ بِمَعْنَی خَبَّرْتُهُ وَ عَلِمْتُ مَکْنُونَ سِرِّهِ وَ الْبَاطِنُ مِنَّا الْغَائِرُ فِی الشَّیْ ءِ الْمُسْتَقَرُّ فِیهِ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی قَالَ وَ هَکَذَا جَمِیعُ الْأَسْمَاءِ وَ إِنْ کُنَّا لَمْ نُسَمِّهَا کُلَّهَا. (احتجاج طبرسی)

به طور خلاصه، خداوند ظاهر است، به جهت اینکه قدرت و آثار صنع او همه جا آشکار است؛ و باطن است، به جهت اینکه به همه حقایق و اسرار مخلوقات علم، حفظ و تدبیر دارد. امّا ظاهر، به این معنا نیست که با سوار شدن بر اشیاء و نشستن بر آنها، از آنها بالا رفته است بلکه به این خاطر به او ظاهر گفته می شود که بر همه چیز چیره و قاهر است و بر همه چیز غلبه یافته و نسبت به همه چیز می تواند، مثلًا گفته می شود بر دشمنان خود پیروز شدم، و خداوند مرا بر دشمنم پیروز گردانید، در اینجا منظور از ظهور، فتح و غلبه است و ظهور خدا بر اشیاء هم این گونه می باشد. وَ أَمَّا الظَّاهِرُ فَلَیْسَ مِنْ أَنَّهُ عَلَا الْأَشْیَاءَ بِرُکُوبٍ فَوْقَهَا وَ قُعُودٍ عَلَیْهَا وَ تَسَنُّمٍ لِذُرَاهَا وَ لَکِنَّ ذَلِکَ لِقَهْرِهِ وَ غَلَبَتِهِ الْأَشْیَاءَ وَ قُدْرَتِهِ عَلَیْهَا کَقَوْلِ الرَّجُلِ ظَهَرْتُ عَلَی أَعْدَائِی- وَ أَظْهَرَنِیَ اللَّهُ عَلَی خَصْمِی إِذَا أَخْبَرَ عَلَی الْفَلَجِ وَ الظَّفَرِ فَهَکَذَا ظُهُورُ اللَّهِ عَلَی الْأَشْیَاءِ وَ وَجْهٌ آخَرُ أَنَّهُ الظَّاهِرُ لِمَنْ أَرَادَهُ لَا یَخْفَی عَلَیْهِ لِمَکَانِ الدَّلِیلِ وَ الْبُرْهَانِ عَلَی وُجُودِهِ فِی کُلِّ مَا دَبَّرَهُ وَ صَنَعَهُ مِمَّا یَرَی فَأَیُّ ظَاهِرٍ أَظْهَرُ وَ أَوْضَحُ أَمْراً مِنَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَإِنَّکَ لَا تَعْدَمُ صَنْعَتَهُ حَیْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ فِیکَ مِنْ آثَارِهِ مَا یُغْنِیکَ ولی ظاهر در مورد ما مردمان به کسی گفته می شود که وجودش بارز و آشکار بوده، بوسیله حدّ و وصفش معلوم باشد، پس اسم مشترک است ولی مدلول متفاوت.


منبع:

1405/05/21
15:41:29
5.0 / 5
3
تگهای خبر: اسلام , اسلامی , امام , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها