ایرانمرد، در لابه لای كتاب ها، ۱۵
شهید سلیمانی و بازگشایی باردیگر مسیر عتبات و احیای زیارت اهل بیت(ع)
به گزارش قائم، یک نویسنده اظهار داشت: شهید سلیمانی احیا کننده زیارت قبور دوده علیهم السلام بود. همین طور بازسازی عتبات عالیات هم با پیگیری های وی افتتاح شد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: کتاب «سلیمانی عزیز» مجموعه ای از خاطرات و روایتهای مستند و منتشرنشده از زندگی و کنش های میدانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است که با تاکید بر گفت وگوها، مصاحبه ها و خاطرات شفاهی یاران، همرزمان و نزدیکان او گردآوری شده است. این اثر می کوشد تصویری چندبعدی از شخصیتی ارائه کند که نقش وی در تحولات میدانی منطقه، هم زمان با وجوه اخلاقی، مردمی و معنوی اش مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. در این کتاب، علاوه بر مرور مقاطع مهمی از فعالیتهای نظامی و مدیریتی حاج قاسم سلیمانی، به قسمتهایی کمتر روایت شده از زندگی شخصی و منش رفتاری او پرداخته می شود. یکی از خاطرات اثر، به بررسی نقش وی در حوادث نجف اشرف و چگونگی مدیریت بحران در جریان تهدید حرم امام علی(ع) توسط آمریکایی ها اختصاص دارد؛ روایتی که تلاش دارد تصمیم گیری ها و ملاحظات میدانی آن مقطع حساس را با نگاهی مستند بازخوانی کند.«سلیمانی عزیز» در کنار روایت رویدادهای کلان، بر خاطرات جزئی و انسانی هم تمرکز دارد؛ خاطراتی که پیشتر در منابع رسمی یا آثار انتشار یافته کمتر به آنها پرداخته شده و از زاویه نگاه نزدیکان شهید سلیمانی نقل می شود. زبان ساده و روایت محور کتاب، آنرا برای قشر بزرگی از مخاطبان قابل فهم کرده و از ورود به پیچیدگی های تخصصی یا تحلیلی صرف پرهیز دارد. این اثر، در مجموع، تلاشی است برای عرضه تصویری جامع از سردار سلیمانی؛ شخصیتی که علاوه بر نقش آفرینی در میدان های نظامی، بعنوان چهره ای اخلاق مدار، خانواده دوست و نزدیک به مردم شناخته می شد. به مناسبت ششمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، در گفتگویی با مهدی قربانی، یکی از نویسندگان این کتاب، به بررسی ابعاد مختلف ایجاد اثر، منابع مورد استفاده و رویکرد روایی آن پرداخته ایم.با توجه به این که کتاب «سلیمانی عزیز» از اولین آثاری است که فورا بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی انتشار یافت، این نزدیکی زمانی به واقعه تا چه اندازه بر رویکرد روایی، انتخاب منابع و شیوه پرداخت شما تاثیر گذاشت؟ آیا سرعت انتشار موجب شد برخی ملاحظات پژوهشی، تحلیلی یا مستندسازی بشکل متفاوتی نسبت به آثار بعدی صورت گیرد و با این حال، این کتاب چه تصویری از حاج قاسم را در اولین مواجهه مخاطب با آثار بعد از شهادت ترسیم کرد؟کتاب «سلیمانی عزیز» در شرایطی آماده شد که شاید ۵۰ روز از شهادت حاج قاسم می گذشت. یعنی ما طی یک دوره حدودا ۵۰ روزه موفق شدیم که این کتاب را بر روی گیشه کتاب فروشی ها به دست مخاطبانی برسانیم که مشتاق خواندن و شنیدن از شهید حاج قاسم سلیمانی بودند. این کتاب را حدودا می شود گفت جزو اولین آثاری است که فورا بعد از شهادت انتشار یافته است. تاجایی که به خاطر دارم یک الی دو کتاب دیگر قبل از این اثر به چاپ رسیده بود که شاید بتوان گفت در آنها به این اندازه پژوهش، پژوهش و نشده بود و مطالب هم از تنوع بالایی برخوردار نبودند. کتاب «سلیمانی عزیز» را میتوان اظهار داشت که جزو آثاری بود که تلاش کرد علاوه بر این که سرعت عمل در تهیه، تولید و عرضه داشته باشد در کنارش باکیفیت، کار را عرضه بدهد. فضای ملتهب کشور می طلبید که زودتر اثری متناسب برای شناساندن شخصیت شهید حاج قاسم سلیمانی منتشر شود. دوم این که ما خودمان هم شناختی از شخصیت حاج قاسم نداشتیم ولی آن چه که به نظرمان رسید و با تکلیفی که احساس کردیم در کنار تمام ناراحتی مان از حادثه تلخ پیش آمده، تصمیم گرفتیم تا منش و رفتار شهید حاج قاسم سلیمانی را از جهاتی که می توانیم نشان دهیم، چه از جهت زندگی رزمی، چه از جهات سبک زندگی شخصی و رفتار و اخلاق این شهید عزیز. می شود اظهار داشت که شاید بیشتر از ۲۰ نفر در این پروژه با ما همکاری کردند. از اشخاصی که کار پژوهش و پژوهش را انجام داده بودند تا نویسنده ها و سایر عوامل تولید و کتاب سازی یک اثر آن هم در یک برهه زمانی کوتاه. خاطرم هست بعضی از این عزیزان مدام برنامه های صدا و سیما را که آن زمان تلاش می کرد شخصیت حاج قاسم را معرفی نماید رصد می کردند. از این منبع، اطلاعات خوب و دست اولی در اختیارمان قرار گرفت. همین طور با عنایت به اوضاع و احوال روحی اطرافیان و همرزمان شهید تنها توانستیم مصاحبه هایی قلیل آن هم بصورت تلفنی انجام بدهیم. نتیجه این مصاحبه ها هم خاطرات نابی بود که برای نخستین بار منتشر شدند. گفتنی است که اشاره کنم بنده تنها نویسنده کتاب «سلیمانی عزیز» نیستم و خانم ها عالمه طهماسبی و لیلا موسوی هم در نوشتن این کتاب ها زحمت عمده را کشیدند و اگر حضور این بزرگواران نبود شاید کار نگارش به آسانی پیش نمی رفت. در روند تولید تلاش کردیم تمامی خاطرات مستند باشند. اگر دقت کنید همه خاطره ها هم منبع دارند و هم تا جایی که ممکن بوده نام راوی ذکر شده. بودند خاطراتی که آن زمان در فضای مجازی دست به دست می چرخید ولی چون ما منبع موثقی پیدا نکردیم آنها را در کتاب نیاوردیم و تلاش کردیم که یک تصویر درستی تا جایی که در حد توانمان بود از شهید حاج قاسم سلیمانی عرضه بدهیم.آیا در جریان تدوین کتاب، به خاصیت یا رفتاری از حاج قاسم رسیدید که حتی برای اطرافیان نزدیک او هم کمتر شناخته شده باشد؟ قبل از شروع این پروژه، شناخت شما از حاج قاسم چقدر بود و پس از شنیدن این روایت ها، کدام بُعد از شخصیت او بیشتر از همه نگاه شما را تغییر داد؟این موضوع را در مورد اطرافیان نزدیک ایشان نمی توانیم بگویم چون علی ای حال با او حشرونشر داشتند اما ما حاج قاسم را آنگونه که شاید در حال حاضر می شناسیم، نمی شناختیم. در راه پژوهش و پژوهش اثر خاطرات از زبان افراد مختلف نقل می شد. وقتی این خاطرات کنار هم قرار گرفت برایمان سبب شگفتی بود که چه شخصیت بزرگی در جبهه اسلام و مقاومت حضور داشته و ما تا این اندازه از زوایای شخصیتی او غافل و بی خبر بودیم. حاج قاسم شخصیت عجیبی است ذوابعاد و جمع نقیضین. مثلاً ایشان یک شخصیت بطورکامل استکبار ستیز و قاطع در مقابل دشمن بودند و بسیار فروتن و متواضع در مقابل خانواده شهدا و فرزندان شهدا. در کنار این ها شخصیتی که خب علی ای حال جایگاهی دارد برای خودش شخصیتی است سردار است علی ای حال یک پست و مقام قابل اعتنا دارد اما همیشه خودش را در کنار مردم می بیند و همیشه با مردم است. جوری رفتار می کند که این حس بودن با مردم از دست نرود. یعنی در همه خاطراتی که ما از شهید حاج قاسم سلیمانی می بینیم چه در «سلیمانی عزیز۱» چه در «سلیمانی عزیز۲» که به صورتی ادامه کتاب اول بود، این جنبه مردمداری حاج قاسم و این که دوست داشت در کنار مردم باشد به وضوح دیده می شود که خب این موارد برای خود ما واقعا جای تعجب داشت.پس از انتشار کتاب، بازخورد خانواده شهید نسبت به محتوای «سلیمانی عزیز» چه بود و دیدگاه آنان تا چه اندازه با نگاه و روایت عرضه شده در کتاب همخوانی داشت؟کتاب «سلیمانی عزیز» در شرایطی چاپ شد که هنوز ساختاری به جهت اینکه آثار از سمت خانواده یا بنیاد مکتب حاج قاسم تایید گردد ایجاد نشده بود. بنابراین بازخورد خاصی نداشت یعنی نه تایید و نه مخالفتی داشتند. اما کتاب «سلیمانی عزیز۲» در شرایطی آماده شد که بنیاد مکتب حاج قاسم کتاب ها را نظارت می کرد و این کتاب تاییدیه دریافت کرد و به چاپ رسید و بعدها هم بوسیله بنیاد مکتب حاج قاسم در سری کتاب های انتشار یافته برای شهید سلیمانی، از سوی مکتب تبلیغ و ارائه شد.آیا برنامه ای برای تدوین و انتشار جلد سوم کتاب «سلیمانی عزیز» وجود دارد و در صورت تحقق، این جلد مقرر است بر چه دوره ها، داستانها یا ابعاد جدیدی تمرکز داشته باشد؟ما خیلی علاقه داریم که این اتفاق بیافتد به سبب این که حاج قاسم یک مکتب و یک مدرسه است و همانجور که یک مدرسه هیچگاه تعطیلی ندارد و ادامه دار خواهد بود، ما هم باید تلاش نماییم که در این راه بیشتر و بیشتر فعالیت نماییم و حاج قاسم را معرفی نماییم، اما در حال حاضر ادامه «سلیمانی عزیز» میسر نیست. در صدد هستیم که این اتفاق چه با ادامه سلیمانی عزیز یا تولید اثری دیگری با موضوع شهید سلیمانی رخ بدهد؛ چون که حضرت آقا فرمودند حاج قاسم باید زنده بماند و البته همه تلاش ما تا به این جا هم بر همین مبنا بوده.در کتاب «سلیمانی عزیز ۲» مخاطب با چه روایت ها، اسناد یا زاویه دیدهای جدیدی مواجه می شود و این جلد چه تفاوت ها یا تکمیل هایی نسبت به جلد نخست برای خواننده فراهم می کند؟شهید حاج قاسم سلیمانی یک مکتب و یک مدرسه است. حاج قاسم به تعبیر من یک اقیانوسی است که هرچه از او بگوییم، بخوانیم، بشنویم و بنویسیم باز هم کم است. همین طور در جایی که حضرت آقا می فرمایند که حاج قاسم باید زنده بماند و ایشان را بعنوان یک مکتب معرفی می کنند انتشارات به این نتیجه رسید که فقط با «سلیمانی عزیز» نمی شود بگوییم به صورتی دینمان را ادا کردیم، هرچند که «سلیمانی عزیز ۲» را هم که کار کردیم نمی توانیم چنین ادعایی بکنیم. ما در وهله اول نسبت به حاج قاسم همه تلاشمان بر این بود که یک کتاب با بطورمثال بیشتر از ۲۰۰ خاطره کار شود. الحمدلله انجام شد و در عین ناباوری با استقبال بی نظیری از این کتاب مواجه شدیم. کتاب «سلیمانی عزیز» تا هم اکنون بیشتر از ۱۰۰ هزار نسخه چاپ شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۰ جزو سومین کتاب های پرفروش درباره ی حاج قاسم بود. آن زمان بیشتر از ۷۰۰ جلد کتاب کار شده بود که «سلیمانی عزیز » سومین کتاب پرفروش بود و جای خودش را هم در بازار نشر باز کرد. به این نتیجه رسیدیم که می شود کارهای دیگر هم درباب حاج قاسم انجام داد. ازاین رو با همان نگاهی که در کتاب «سلیمانی عزیز» داشتیم یعنی خاطرات مستندی بیایند که سیر زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی را نشان بدهد «سلیمانی عزیز ۲» تولید شد. هر دو کتاب سلیمانی عزیز را به نحوی کار کردیم که خط سیر تاریخی زندگی شهید حفظ شود. این خاطرات از نوجوانی ایشان آغاز می شود و تا جریان تشییع شهید سلیمانی ادامه دارد. این دو کتاب تلاش نموده اند تا خارج از تاریخ زندگی شهید خاطره ای را عرضه ندهد و همه برمبنای یک سیر منطقی زمانی منطبق بر برهه های مختلف زندگی شهید بوده اند. برای « سلیمانی عزیز ۲» وقت بیشتری داشتیم و اطلاعات بیشتری از حاج قاسم موجود بود و افراد بیشتری توانستند صحبت کنند. «سلیمانی عزیز ۲» در حقیقت می تواند به صورتی مکمل «سلیمانی عزیز» درنظر گرفته شود با همان نوع خاطراتی که در جلد اول این کتاب می بینم؛ همان موضوعات ولی با محتوایی متنوع و خاطراتی بغیر از جلد اول. «سلیمانی عزیز ۲» واقعا خاطرات قوی و پرمغزی دارد. هم می تواند در تکمیل« سلیمانی عزیز۱» دیده شود و هم این که می شود گفت خاطره های اضافه تری نسبت به «سلیمانی عزیز۱» دارد که می تواند ابعاد شخصیتی شهید حاج قاسم سلیمانی را به خوبی برای خواننده آشکار کند.برخی اعتقاد دارند هرچه فاصله زمانی میان یک واقعه و نگارش کتاب کمتر باشد، خاطرات با طراوت و بکرتر باقی می مانند و حضور ذهن راویان دقیق تر است. با این نگاه، شما نزدیکی زمانی به شهادت حاج قاسم سلیمانی را در ثبت داستانها و حفظ تازگی خاطرات تا چه اندازه مؤثر می دانید و این عامل چه تاثیری بر رویکرد شما در تدوین کتاب داشته است؟من می توانم به جرات بگویم خاطراتی که در «سلیمانی عزیز۱ و۲» انتشار یافته است، اگر منتشر نمی شد شاید از دست می رفت و به ورطه فراموشی سپرده می شد. به این علت که عمده این خاطرات گرفته شده از مستندهایی است که ساخته شد یا مصاحبه هایی که در طول آن ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی در رادیو، تلویزیون وخبرگزاری ها پخش گردید که خب فقط در همان حد باقی ماند و شاید در بایگانی صدا و سیما رفت و جای دیگر پخش نشد. اما تلاش و پیگیری دوستان به جهت اینکه این خاطرات را خیلی بکر و تازه استخراج و نگارش کنند و تبدیل به یک اثر شود موجب شد که این خاطره ها در قالب یک کتاب ماندگار بمانند. در «سلیمانی عزیز» و بعد هم به ویژه در «سلیمانی عزیز۲ » عمده اطلاعاتی که داریم از مستندهایی است که درباب حاج قاسم سلیمانی ساخته شده و برنامه هایی که تلویزیون یا رادیو پخش کرده. این ها را ما تلاش کردیم به روزآوری و استفاده نماییم.با توجه به فاصله زمانی کوتاه میان شهادت حاج قاسم سلیمانی و انتشار جلد نخست کتاب «سلیمانی عزیز»، اگر فرصت زمانی بیشتری برای عبور از فضای احساسی اولیه و مراجعه گسترده تر به منابع وجود داشت، آیا به نظر شما کیفیت و عمق مطالب انتشار یافته می توانست متفاوت یا کامل تر باشد؟ همین طور انتشار «سلیمانی عزیز ۲» تا چه اندازه مجالی برای جبران این فاصله زمانی و تکمیل یا بازبینی در روایتهای جلد اول فراهم نموده است؟خب علی ای حال وقتی که از یک جریانی زمان بگذرد بطور قطع می شود اطلاعات بیشتری به دست آورد اما این به این مفهوم نیست که کتاب «سلیمانی عزیز» باکیفیت کار نشده باشد. با عنایت به بازخوردی که دریافت کرد نشان داد که این کتاب از کیفیت برخوردار بود. همین طور یکسری اتفاقاتی برای کتاب افتاد که ما از آنها آگاه نبودیم. برای این کتاب پویش برگزار گردید، کلیپ هایی ساخته شد و همین طور مسابقات کتابخوانی حتی در سطح تلویزیون های استانی صورت گرفت. گفتنی است که بگویم وقتی خبرگزاری بی بی سی با دید مغرضانه درباب حاج قاسم گزارشی نوشته بود و در فهرست کارهایی که برای قاسم سلیمانی ـ به لفظ خودشان ـ انجام شده، از این کتاب هم اسم برده بود. گفته بودند که یک انتشارات بی نام و نشان در مورد سلیمانی فلان کتاب را نوشته و مثلاً تا حالا فلان بار چاپ شده. یا حتی بطورمثال این کتاب در یکی از کتابخانه های پاریس دیده شده بود. می خواهم بگویم که کار، کار خوبی بود و جایگاه خودش را پیدا کرد. اما این که زمان بگذرد خب بطور قطع گذشت زمان فرصت می دهد به جهت اینکه آن چه از پیش بوده است تکمیل شود. همان گونه که اشاره کردم کتاب «سلیمانی عزیز ۲ » به صورتی هم خاطرات دیگری از زوایای زندگی حاج قاسم با تکیه بر سیر تاریخی را آورده است که لزوما شبیه به خاطرات «سلیمانی عزیز» نیست. یعنی این گونه نیست که بگوییم بطورمثال یک درصدی از کتاب «سلیمانی عزیز ۲» همان کتاب «سلیمانی عزیز۱» است. موضوعات امکان دارد شبیه به هم باشد اما تلاش بر این بوده که خاطرات کاملا متفاوت باشد. تلاش کردیم تا آن چه را که در «سلیمانی عزیز »نداشتیم در «سلیمانی عزیز ۲» جبران نماییم. که این اتفاق رخ داد، یعنی خاطراتی از خانواده شهید هم بر کتاب افزوده شد. هرچند که مصاحبه با خانواده شهید صورت نگرفت اما مصاحبه هایی که بصورت جسته گریخته در جاهایی دیگر انجام شده بود، مخصوصاً مصاحبه های دختران بزرگوار شهید در کتاب منعکس شده است. این کتاب یک شخصیت مستقل برای خودش دارد که بعنوان یک اثر درخور توجه در عرصه سبک زندگی حاج قاسم می شود از آن نام برد و هنوز هم جای معرفی دارد. به بیانی دیگر این کتاب جزء کتاب هایی است که فکر می کنم بیشتر از این ها باید معرفی شود و ما باید تلاش نماییم که نسل جوان با همین کتاب ها و خواندن این خاطرات بتواند با قهرمان های واقعی دوران معاصر آشنا شود.چه ملاحظات محتوایی و مفهومی در انتخاب عنوان «سلیمانی عزیز» نقش داشت و این نام گذاری تا چه اندازه با نگاه کلی کتاب و تصویری که قصد داشتید از حاج قاسم سلیمانی به مخاطب عرضه دهید، همخوانی دارد؟کتاب «سلیمانی عزیز» گرفته شده از کلام رهبر انقلاب است. زمانی که حاج قاسم به شهادت رسید، حضرت آقا پیامی صادر فرمودند و این عبارت «سلیمانی عزیز» را استفاده کردند. ما هم از این عبارت وام گرفتیم. همین طور ما جداً هم تلاش کردیم در هر دو مجموعه «سلیمانی عزیز» حاج قاسم را همانجوری که عزیز بود نشان دهیم و تصورم این است که کسی که کتاب را بخواند علاوه بر ارادتی که به حاج قاسم دارد، شهید در نگاه او عزیز و عزیزتر خواهد شد.چه زمینه ها و شرایطی موجب شد به نگارش کتاب «سلیمانی عزیز» روی بیاورید و انگیزه اصلی شما از ثبت و انتشار این اثر در مقطع زمانی بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی چه بود؟وقتی حاج قاسم به شهادت رسید ما در انتشارات حماسه یاران مثل بقیه بشدت ناراحت بودیم. غم بزرگی که بر سینه مان سنگینی می کرد. چاپ این آثار هم کار خدا و اثر اخلاص شهید حاج قاسم بود. کسانیکه او را نمی شناختند اما می خواستند برای او کاری انجام دهند. یک روز بعد شهادت حاجی، مدیرانتشارات حماسه یاران آقای حاج حسین کاجی که یکی از راویان و یادگاران دفاع مقدس هم هستند به ما گفتند حاج قاسم احتیاج به گریه ندارد بلکه باید برای او کاری اساسی صورت بگیرد و به مخاطبان شناسانده شود. این حرف انگیزه زیادی در میان همکاران ایجاد کرد که واقعاً هم می شود اظهار داشت که در یک شرایط استثنایی فوق العاده یک تیمی از دوستان هر کاری توانستند برای این کار انجام دادند و در نهایت ۵۰ روز کمتر یا بیشتر کتاب آماده شد. شاید بتوان اظهار داشت که این اتفاق کم نظیری است که بشود در مورد شخصیتی که خیلی مطلبی از او نیست و نمی توان اشخاصی را به آسانی پیدا کرد تا درباره ی او صحبت کنند در کمتر از ۵۰روز کتاب چاپ کرد. این کتاب را به چاپ رساندیم تا به اندازه خودمان بتوانیم دینی را نسبت به این شهید عزیز ادا کرده باشیم.در پروسه تدوین و آماده سازی کتاب، آیا از همکاری یا مشاوره افراد دیگری بهره گرفتید و این همراهی ها تا چه اندازه در ایجاد غائی ساختار و محتوای اثر نقش داشت؟بیش از ۲۰ نفر کمک کردند در این راه و در استخراج و نگارش خاطره ها و دیگر فعالیتهایی که منجر به تولید و در نهایت چاپ و عرضه این کتاب شد. همانگونه که بیان شد در مشورت با عزیزان صاحب فن و برای پایبندی به استناد هر خاطره تلاش شد در هر دو کتاب یعنی «سلیمانی عزیز» و «سلیمانی عزیز۲ » خاطرات مستند باشند و راوی هر خاطره در هر دو اثر ذکر شوند. همین طور در شورای تصمیم گیری درباره ی نوع عرضه محتوا قرار شد سیر تاریخی زندگی شهید حفظ شود تا خوانندگان با یک نظم خاصی خاطرات را بخوانند. علاوه بر این عمده دغدغه در جلسات مشورتی تولید کتاب این بود که سبک زندگی حاج قاسم عرضه شود و حس می کنم از عهده این کار برآمده ایم. به عبارتی در هر دوکتاب شخصیت حاج قاسم سلیمانی هم از نظر نظامی و هم در مقام یک شخصیت غیرنظامی و مردمی به خوبی مطرح گردیده است. مولفه های سبک زندگی یک شهید در هر دو کتاب نمودار است مولفه هایی چون اسکتبار ستیزی، مردم داری، احترام به پدر و مادر، کمک به دیگران، احترام به خانواده و فرزندان شهدا، تواضع و فروتنی، توجه به مسایل دینی و... همه و همه در هر دو کتاب منعکس شده اند. به ویژه که حاج قاسم خودش را از مردم می دانست و این خاصیت وی در کتاب های سلیمانی عزیز بسیار نمود دارد. گواه اینکه او خودش را یک آدم بطورمثال مدیر یا یک آدمی که آنطرف میز نشسته باشد نمی دید و همیشه سمت مردم بود سیل خوزستان است که در اوایل فروردین سال ۹۸ صورت گرفت و حضور حاج قاسم درآنجا خیلی پررنگ دیده شد. در هر دو کتاب به این مورد پرداخته شده. برای جمع بندی باید بگویم همه تلاش کتاب بر این بوده است که سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی را روبه روی دیدگان خوانندگان قرار بدهد و در این راه هم از هر آن چه که به دستمان رسیده از مصاحبه گرفته تا مستندهایی که تابحال پخش نشده بود استفاده شده است. گفتنی است که «سلیمانی عزیز» و «سلیمانی عزیز۲ » بیشتر از ۵۰۰ خاطره از شهید حاج قاسم سلیمانی را در اختیار خواننده قرار داد. در آخر از آنجا که شهادت ایشان با ولادت حضرت امیرالمومنین علی(ع) در یک روز قرار گرفت، لازم می دانم که بگویم حاج قاسم به پدرشان بسیار احترام می گذاشتند. مثلاً زمانی که با او همقدم می شدند حتی یک قدم جلوتر از پدر خود حرکت نمی کردند. همین طور به دستبوسی از پدرشان بسیار مقید بودند. و درباره ی احترام ویژه ایشان به امیرالمومنین(ع) باید اظهار داشت که او احیا کننده زیارت قبور دوده علیهم السلام بود. همین طور بازسازی عتبات عالیات هم با پیگیری های حاج قاسم سلیمانی افتتاح شد و بعدها توسعه پیدا کرد. کما این که خودشان در یک خاطره ای می گفتند، وقتی که پس از سقوط صدام به نجف رفته اند، وقتی خواسته اند به زیارت حرم حضرت علی بروند با دیدن ضریح حس کرده اند که ضریح از بین غبار بیرون آمده. بعد به آن غربتی که بر حرم ها حکم فرما بوده اشاره می کنند. در و دیوار، حجره ها همه شکسته و صدمه دیده بودند. با همت حاج قاسم و دوستانش در ستاد بازسازی عتبات به حمدالله در حال حاضر شکوه حرم ها را می بینیم که فقط بطورمثال در کنار مزار آقا امیرالمومنن صحن بزرگی به اسم صحن حضرت زهرا(س) به آن زیبایی و شکوه و جلالت ساخته شده است. یکی دیگر از عنایت های ایشان به حرم های شریفه مخصوصاً نجف خاطره ای است که به زمان حمله آمریکایی ها به شهر نجف اختصاص دارد. راوی می گوید حاج قاسم را با لباس مبدل در نجف دیدم. وقتی پرسیدم چرا اینجا آمده اید گفت آمده ام تا آمریکایی ها را از نجف بیرون بیاندازم.
منبع: قائم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب