قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

عزت نفس یا خودشیفتگی مدرن جایگاه حیا در منظومه اخلاقی برای تعالی فردی

عزت نفس یا خودشیفتگی مدرن جایگاه حیا در منظومه اخلاقی برای تعالی فردی

قائم: در دورانی که نمایشگری به ابزاری برای سنجش ارزش های انسانی تبدیل گشته است، بازگشت به مفهوم اصیل حیا و عزت نفس می تواند راهگشای خروج از بحران های روانی و هویتی نسل امروز باشد و زیست مؤمنانه را از پوچی های نمایشی بسمت اصالت سوق دهد.



مبلغ – سرویس یاد: جامعه امروز ما با یک چالش تمدنی بی سابقه روبروست؛ چالشی که در ظاهر به تکنولوژی و ابزارهای ارتباطی مربوط می شود، اما در عمق، ریشه در بحران هویت و کمبود عزت نفس دارد. ما در عصری زندگی می نماییم که به عصر دیده شدن معروف شده است. در گذشته، موفقیت یا ارزش یک انسان در مهارت ها، دانش، پایبندی به اصول اخلاقی و خدمات اجتماعی او سنجیده می شد، اما امروز، معیار ارزش گذاری به شدت بسمت اعداد و ارقام گرایش پیدا کرده است. تعداد دنبال کنندگان، میزان لایک ها، تعداد بازدیدها و حتی کیفیت تصاویر سلفی که از جزییات زندگی خصوصی منتشر می شود، به متر و معیار سنجش اعتبار افراد تبدیل گشته است. این وضعیت، نوعی بیماری اجتماعی به نام خودشیفتگی مدرن به وجود آورده است که در آن فرد، برای بقای روانی خود، مدام نیازمند تایید بیرونی است. در چنین فضایی که مرز میان عزت نفس و خودشیفتگی به شدت باریک شده است، بازخوانی آموزه های بزرگان اخلاق در رابطه با حیا و عزت نفس، نه به عنوان یک محدودیت، بلکه به عنوان یک راهبرد برای زیست مؤمنانه و باوقار، ضرورتی انکارناپذیر است.

برای درک عمیق این موضوع، باید به کلام بزرگان اخلاق و معارف اسلامی رجوع کرد. آیت الله عبدالله جوادی آملی در مباحث اخلاقی و تفسیری خود، همیشه بر این نکته تاکید دارند که کرامت انسان، ریشه در خلقت الهی او دارد. ایشان در یکی از دروس اخلاق خود ضمن اشاره به جایگاه رفیع روح انسانی، براین باورند که انسان به علت داشتنِ گوهرِ جان که از نفخه ی الهی است، بسیار گران بهاست. این عالم بزرگوار باور دارند که اگر انسان جایگاه خودرا به عنوان خلیفه الهی بشناسد، دیگر حاضر نخواهد بود خودرا به قیمت جلب توجهِ مردمِ کوچه و بازار حراج کند. از نظر ایشان، کسی که عزت نفس حقیقی داشته باشد، در حقیقت به ارزشمندی روح خویش پی برده است و اجازه نمی دهد این سرمایه عظیم در پای هوس های لحظه ای و یا قضاوت های سطحی دیگران قربانی شود. این نگاه، تفاوت بنیادین میان کسی که عزت نفس دارد و کسی که گرفتار خودشیفتگی است را مشخص می کند. فردِ خودشیفته، هویت خودرا در بیرون از خود و در چشم دیگران جستجو می کند، اما انسان با عزت نفس، هویت خودرا در اتصال به منبع لایزال الهی می بیند و نیاز به تأییدِ غیر نمی بیند. حیا در اینجا به عنوان یک عاملِ نگهدارنده و یک حصارِ مستحکم برای این کرامت الهی عمل می کند. حیا یعنی من آنقدر برای روح خود احترام قائلم که اجازه نمی دهم هر نگاهی، آنرا لمس کند.

امروزه خیلی از ناهنجاری های اخلاقی و روانی در بین جوانان و حتی بزرگسالان، ناشی از فراموشی همین حقیقت است. تصور کنید فردی را که در طول روز ده ها بار وضعیت روحی، جزییات سفر، تصاویر غذا و حتی لحظات خصوصی خانوادگی خودرا در استوری های اینستاگرام به اشتراک می گذارد. او به دنبال چیست؟ او به دنبال پر کردن حفره ای در وجود خود است که به علت نبود عزت نفس به وجود آمده است. او گمان می کند اگر دیگران او را درحال سفر، خرید یا حتی گریه و خنده ببینند، وجودش معنا پیدا می کند. اما این یک توهم است. این مدل زندگی، فرد را به شدت شکننده می کند؛ چون که بمحض کاهش تعاملات و توجه ها، فرد احساس شکست و افسردگی می کند. در مقابل، کسی که از حیا و عزت نفس برخوردار است، به دنبال تایید درونی است. او می داند که زندگی اش یک امانت الهی است و ضرورتی ندارد که تمام زوایای آن در معرض قضاوت های عمومی قرار گیرد. این فرد در فضای مجازی حضور دارد، اما بجای مصرف کننده یا ابزارِ دیده شدن، یک کنشگرِ آگاه و باوقار است.

بیایید از نگاهی مصداقی تر به این ماجرا بنگریم. در زندگی روزمره، ما با کسانی روبرو می شویم که برای رسیدن به موقعیت های شغلی یا اجتماعی، دست به هر کاری می زنند؛ از چاپلوسی در فضای مجازی تا نمایشِ چهره ای غیرواقعی از زندگی خود. این رفتار دقیقا نقطه مقابل آموزه های اخلاقی بزرگان ماست. در سیره عملی علمایی که به قله های اخلاق دست یافته بودند، می بینیم که آنان حتی زمانیکه در اوج شهرت بودند، از دیده شدن گریزان بودند. در سیره و آموزه های آیت الله بهجت، پرهیز از شهرت طلبی و وابستگی به نگاه مردم برجسته است؛ و میتوان این اصل را امروز در نسبت با وابستگی به دیده شدن در فضای مجازی فهم کرد. این وابستگی به نگاه مردم، همان چیزی است که امروز بصورت اعتیاد به رسانه های اجتماعی بروز کرده است. وقتی فرد مدام نگران است که دیگران چه فکری در رابطه با او می کنند، در واقع بنده نگاه مردم شده است. حیا در اینجا به عنوان یک عامل آزادی بخش وارد میدان می شود. حیا یعنی من آنقدر برای خودم ارزش قائلم که اجازه نمی دهم قضاوت های سطحیِ دیگران، آرامش درونی ام را برهم بزند. کسی که حیا دارد، مرزهایش روشن است و دیگران نمی توانند به آسانی او را به بازی بگیرند. این افراد در نگاه جامعه، نه فقط دورافتاده نیستند، بلکه به علت ثبات شخصیتی و آرامشِ درونی شان، جذاب تر و قابل اعتمادتر به نظر می رسند.

در حوزه تربیتی، والدین مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. متاسفانه برخی والدین، فرزندان خودرا به ابزاری برای جذب دنبال کننده در فضای مجازی مبدل کرده اند. از نمایشِ غذا خوردن کودک تا گریه های وی برای موضوعات مختلف، همه و همه درحال تخریبِ عزت نفسِ این کودکان است. کودکی که از همان اول یاد می گیرد ارزشمندی اش در نگاهِ لنز دوربین است، در بزرگسالی گرفتار بحران های هویتی شدید خواهد شد. آموزه های دینی به ما می آموزند که حریم خصوصی، مکانی مقدس برای رشد است. حیا یعنی فرزندمان را از چشم زخم های روانی و هجمه های عمومی حفظ نماییم. عزت نفس یعنی به او بفهمانیم که او پیش از این که یک ستاره فضای مجازی باشد، یک انسان با کرامت است که نیاز به تأییدِ غریبه ها ندارد. این یعنی تربیت نسلی که در طوفان های رسانه ای، خودشان سکان دارِ ارزش هایشان هستند، نه این که دنباله رویِ جریان های گذرا باشند. والدین باید بدانند که تربیت، نمایشِ زندگی نیست، بلکه ساختنِ عمقِ وجودیِ فرزندان است.

یکی از نکات مهم در زیست مؤمنانه، تفکیک میان فروتنی و حقارت است. گاهی برخی افراد عزت نفس را با غرور اشتباه می گیرند. اما در مکتب اهل بیت، عزت نفس یعنی نپذیرفتنِ ذلت. این دقیقا همان چیزی است که در کربلا شاهد بودیم. امام حسین در آن شرایط سخت، عزت خودرا برتر از تسلیم دانستند. این درسِ بزرگِ کربلا، فقط برای میدان جنگ نیست. این درس در میدان زندگی روزمره هم جاری است. عزت نفس یعنی در محیط کار، تن به کارهای غیراخلاقی ندهی، حتی اگر برایت سود مالی داشته باشد. یعنی در روابط دوستانه، برای جلب توجه دیگران به گناه یا رفتارهای نامناسب تن ندهی. این همان حیا است که از تو در برابرِ فشارهای اجتماعی محافظت می کند. کسی که حیا دارد، مرزهایش روشن است و دیگران نمی توانند به آسانی او را به بازی بگیرند. این درسِ عملی، باید در سبک زندگیِ ما جاری شود تا شاهد کاهش ناهنجاری های اخلاقی و روانی در جامعه باشیم.

امروزه جامعه ما بیشتر از هر چیز به این آرامش نیاز دارد. ما در دریایی از تلاطم ها و اضطراب ها زندگی می نماییم. دوقطبی های کاذب، جنگ های رسانه ای و فشارهای اقتصادی، همه دست به دست هم داده اند تا ما را از درون تهی کنند. عزت نفس، پادزهری است که ما را در مقابل این هجمه ها مقاوم می کند. وقتی عزت نفس داشته باشی، دیگر نیاز نداری برای اثبات خودت به دیگران، فریاد بزنی. وقتی حیا داشته باشی، دیگر نگرانِ این نیستی که در نمایشگاهِ زندگیِ دیگران، چه جایگاهی داری. تو در دنیای خودت، در ارتباطت با خداوند و در مسیرِ اعتلای روحی ات، به یک نقطه امن رسیده ای که با هیچ لایک و کامنتی نه ایجاد می شود و نه خراب. این امنیت روانی، بزرگترین نعمتی است که یک مؤمن می تواند در عصرِ اضطرابِ مدرن داشته باشد.

این زیست مؤمنانه، نه یک ریاضتِ سخت گیرانه، بلکه یک نوع سبک زندگیِ خردمندانه است. کسی که حیا را در سبک زندگی اش جاری کرده، می داند کجا سکوت کند، کجا حرف بزند و چه طور رفتار کند که شأن انسانی اش حفظ شود. این فرد، دیگر بازیچه الگوریتم های رسانه های اجتماعی نیست. او انتخاب می کند که چه محتوایی را ببیند، چه محتوایی را تولید نماید و چقدر از زمانش را صرفِ فضای مجازی کند. حیا و عزت نفس، مانند فیلترهایی عمل می کنند که مانع از ورودِ زباله های فکری به ذهنِ انسان می شوند. هر چه این فیلترها قوی تر باشند، انسان در محیطِ پرخطرِ امروز، سالم تر باقی می ماند.

علاوه بر این، باید به این نکته اشاره نمود که حیا، به معنای انزوا نیست. مؤمنِ باحیا، در میدان های اجتماعی فعال است، از مظلوم دفاع می کند، علم می آموزد و به دیگران خدمت می کند. تفاوتش اینجاست که هدفش کسب رضایت خداست نه جلبِ توجهِ خلق. او کارهای بزرگ را انجام می دهد، نه به جهت اینکه نامش بر سر زبان ها بیفتد، بلکه چون وظیفه اش است. این همان تفاوتِ میانِ کارِ خالصانه و کارِ نمایشی است. در کلامِ معصومین هم همیشه بر این نکته تاکید شده که عملِ پنهانی، اثراتِ تربیتیِ عمیق تری بر روحِ انسان دارد. حیا به ما کمک می نماید تا عملکردهایمان را از آلودگی به ریا و خودنمایی پاک نماییم و اینگونه، روحمان صیقل پیدا می کند و به آرامشی دست می یابیم که در دنیایِ شلوغِ امروز، نایاب است.

باید به یاد داشته باشیم که تمدن های بزرگ، نه بر پایه نمایش و هیاهو، بلکه بر پایه عمقِ وجودیِ انسان ها و کرامتِ اخلاقی آنان بنا شدند. عزت نفس و حیا، ستون های فقراتِ اخلاقیِ یک جامعه هستند. اگر این ستون ها لطمه ببینند، جامعه مانند ساختمانی که پایه هایش سست شده، با نخستین لرزه فرو می ریزد. ما باید این مفاهیم را به زبانِ امروز ترجمه نماییم. باید نشان دهیم که حیا، لباسِ عزت است و عزت نفس، سپرِ آزادی. هر جوانی که در این راه قدم برمی دارد، در واقع نه فقط به سلامتِ روانِ خودش کمک می نماید، بلکه الگویی می شود برای دیگران تا آنها هم از دام هایِ خودشیفتگی و نمایشگری رها شوند و طعم شیرینِ بودنِ باوقار را بچشند.

این مسیرِ زیستِ مؤمنانه، مسیری است که به سعادتِ حقیقی ختم می شود، چون که بر پایه حقیقتِ انسان و ارتباط با خالقِ هستی استوار شده است، نه بر پایه قضاوت هایِ لرزانِ مخلوقات. این انتخابی است که هر روز، در هر کنشِ اجتماعی، در هر پستِ فضای مجازی و در هر تصمیمِ فردی، باید آنرا تکرار نماییم و بر آن پای بفشاریم. برای غلبه بر خودشیفتگی مدرن، هیچ راهی جز بازگشت به خویشتنِ خویش و یافتنِ گوهرِ عزتِ نفس وجود ندارد. این مسیر، مسیری سخت اما شیرین است؛ راهی که از میانِ هیاهوها عبور می کند تا ما را به سکون و آرامشِ محض در آغوشِ آفریدگار برساند. هر چقدر ما در این راه گام برداریم، به همان اندازه از بردگیِ نگاهِ دیگران رها می شویم و به آزادیِ حقیقی دست می یابیم؛ آزادی ای که تنها در سایه سارِ حیا و عزت نفسِ مؤمنانه به دست می آید.

1405/04/25
13:21:04
5.0 / 5
20
تگهای خبر: ابزار , اسلام , اسلامی , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۲
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها