اصالت صلح و سازش در قرآن نگاهی روش شناختی به آیات
به گزارش قائم، برای درک درست از استراتژی قرآن درباره ی جنگ و صلح، اولین و مهم ترین گام، پرهیز از «گزینش گریِ روش شناختی» است. اشتباه رایج مفسرانِ ظاهرگرا این است که دستورالعمل های کلی قرآن را از آیاتی استخراج می کنند که در بحبوحه میدان جنگ (همچون خیبر، احزاب یا سوره برائت) نازل شده اند، غافل از این که در معرکه نبرد، نمی توان شعارِ صلح طلبیِ محض سر داد؛ آنجا سخن از «دفاعِ عملیاتی» است، نه «منشورِ راهبردی».
برای دستیافتن به راهبرد اصلی قرآن، باید «سیر نزول» را از آغاز تا انجام بررسی کرد. اولین آیات رویارویی، کاملا حالتِ تدافعی و مشروط دارند:
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا» (حج/۳۹) یعنی تنها به کسانیکه مورد ستم واقع شده اند، اذن جنگ داده می شود؛ و «فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ» (بقره/۱۹۴) که بر تساوی در پاسخ گویی و نهی از تعدیِ فراتر از ظلمِ واردشده، تاکید صریح دارد.
در نقطه ی مقابل، آخرین آیات نازل شده دراین خصوص (سوره ممتحنه، آیات ۸ و ۹) به روشنی افقِ نهاییِ قرآن را ترسیم می کنند:
«لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ»؛ یعنی خداوند نه تنها از نیکی و عدالت نسبت به کسانیکه جنگ و اخراج نکرده اند نهی نمی کند، بلکه فراتر از عدالت، به «بِرّ» (نیکیِ محض) فرمان می دهد و تنها ستیز با ستمگرانِ فعال را مجاز می شمارد. این حرکت از «دفاع مشروط» در ابتدا به «نیکیِ فراگیر» در آخر، نشان دهنده ی اصالتِ صلح در قرآن است.
اما در رابطه با آیات تندِ سوره توبه همچون «فاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ» (توبه/۵) یا آیات مشابه در سوره های نساء و احزاب، باید به سیاق و سبب نزول دقت کرد. این آیات با جمله «بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ» آغاز می شوند و به شکل انحصاری ناظر بر مشرکانِ پیمان شکنی هستند که با دشمنان هم پیمان شدند و جنگ را شروع کردند. خودِ قرآن در همان سوره (آیه ۴) تصریح می کند که تعهدات خویش را نسبت به کسانیکه پیمان شکنی نکرده اند، کاملا رعایت نماییم و بدانیم که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. بر این پایه، این احکام سوره توبه، «قانونِ میدانِ نبرد» با خائنانِ محارب است، نه «قاعده ی کلی» و راهبرد قرآنی برای مواجهه با غیرمسلمانانِ پیمان بسته یا بی طرف.
مؤکدترین و صریح ترین دلیل بر اصالتِ صلح، فرمانِ قطعیِ قرآن در میانهٔ نبردهای سخت است:
«وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ» (انفال/۶۱). اگر دشمن به سمت صلح متمایل شد، تو هم بی درنگ به سمتِ آن متمایل شو و بر خدا توکّل کن. این آیه، هر گونه بهانه جویی برای ادامه ی جنگ را باطل می کند و نشان میدهد که گرایش به «جمع» و «سازش» حتی در اوج درگیری، نه تنها ممنوع نیست، بلکه وظیفه ای الهی است و هیچ شرطِ اضافی برای پذیرش آن تعیین نشده تا مبادا مسلمانان از آن طفره روند.
در جمع بندی، استراتژی جامع قرآن هیچگاه جنگ را به عنوان یک ارزش ذاتی یا راهبردِ ابتدایی معرفی نکرده است. جنگ، صرفا یک واکنشِ اضطراری و محدود به دفع تجاوزِ آشکار است. اصالتِ دین مبین قرآنی بر «صلح»، «عدالت» و «نیکی» بنا نهاده شده است و آیاتِ جنگ، همگی به مثابه «قوانینِ استثناییِ میدان» قابل تفسیرند که در آن، حتی دشمنِ سرسخت، در صورت تمایل به صلح، مستحقِ پذیرشِ بی چون وچرایِ سازش از جانب مومنان خواهد بود.
به اجمال، اگر دشمن به سوی صلح متمایل شد، تو هم بی درنگ به سمتِ آن متمایل شو و بر خدا توکّل کن. این آیه، هر گونه بهانه جویی برای ادامه ی جنگ را باطل می کند و نشان میدهد که گرایش به جمع و سازش حتی در اوج درگیری، نه فقط ممنوع نیست، بلکه وظیفه ای الهی است و هیچ شرطِ اضافی برای پذیرش آن تعیین نشده تا مبادا مسلمانان از آن طفره روند.
منبع: قائم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب