قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

چرا حقیقت در سنگر دروغ ذبح می شود؟

چرا حقیقت در سنگر دروغ ذبح می شود؟

قائم: نفوذ دروغ های سیاسی به باورهای عمومی، قدرت تحلیل عقلانی را می کاهد. ناهماهنگی شناختی، شناخت هویت محور و استدلال انگیزشی، فرد را به تحریف و انکار واقعیت سوق می دهند. اثر نتیجه معکوس و مغالطه هزینه هدررفته نیز موجب می شوند فرد، برای حفظ هویت و سرمایه های پیشین، بر ادعای غلط خود پافشاری کند.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نفوذِ دروغ های سیاسی به باورهای عمومی، قدرت تحلیل عقلانی را کاهش داده و اعتماد را در نهاد خانواده سست می کند. شناختِ ریشه هایِ این «لجاجتِ شناختی» برای صیانت از سلامتِ گفت و گو لازم است.

بنابر روایت حوزه، تحلیلی بر این پدیده که در نشریه «افق خانواده» انتشار یافته، تقدیم می گردد.

من دروغ می گویم

پس هستم!

برادر شما، داماد خاله تان، آشنایی در فضای مجازی یا... فرقی نمی نماید. طرف، همیشه و همه جا بخصوص در بحث های سیاسی، به یک ردیف دروغ استناد می کند تا حرفش را به کرسی بنشاند. وقتی هم با سند و مدرک، باطل بودن حرف هایش را ثابت می کنید، به جای شرمساری و پوزش، به شاخه دیگری می پرد و فردا باردیگر همان آدمِ پیروز می شود!

همه ما در اطرافمان با چنین آدم هایی برخورد کرده ایم که هیچ گاه به دروغ هایی که گفته اند اعتراف نمی کنند. آیا می دانید چرا؟

وقتی یک فرد با دروغ بودن ادعای سیاسی اش مواجه می شود، مغز او بلا فاصله بدنبال دلایلی می گردد که نشان دهد «شاید در این جزئیات حق با من نباشد، اما در تصویر بزرگ تر و نیت اصلیم کاملا درست می گویم!»

ناهماهنگی شناختی

این نظریه را «لئون فستینگر» مطرح کرده و معروف ترین توضیح برای این پدیده است؛ وقتی فرد متوجه می شود ادعایش دروغ است، بین باور به خودش و واقعیتی که با آن مواجه شده، یک درد ذهنی شدید شکل می گیرد. برای حل این درد، ذهن، به جای پذیرش اشتباه که کار سختی است، ترجیح می دهد حقیقت را تحریف یا انکار کند و توجیه های جدیدی برای همان ادعای دروغ بتراشد.

شناخت هویت محور

باورهای سیاسی فقط یک نظر ساده نیستند؛ بلکه قسمتی از هویت فرد و نشان دهنده تعلق او به یک گروه، جناح یا ایدئولوژی خاص هستند. پذیرش یک دروغ یا تغییر رویکرد، در ضمیر ناخودآگاه فرد، به مفهوم خیانت به همفکران و خطر طرد شدن از گروه است. هزینه اجتماعی و روانی این اعتراف آن قدر بالاست که فرد ترجیح می دهد روی همان ادعای غلط پافشاری کند.

استدلال انگیزشی

ذهن ما اطلاعات را مثل یک کامپیوتر بی طرف پردازش نمی نماید. ما تمایل داریم شواهد را طوری تفسیر نماییم که باورهای قبلی مان را تأیید کند. وقتی یک فرد با دروغ بودن ادعای سیاسی اش مواجه می شود، مغز او بلا فاصله بدنبال دلایلی می گردد که نشان دهد «شاید در این جزئیات حق با من نباشد، اما در تصویر بزرگ تر و نیت اصلی ام کاملا درست می گویم!»

شناخت هویت محور

باورهای سیاسی فقط یک نظر ساده نیستند؛ بلکه قسمتی از هویت فرد و نشان دهنده تعلق او به یک گروه، جناح یا ایدئولوژی خاص هستند. پذیرش یک دروغ یا تغییر رویکرد، در ضمیر ناخودآگاه فرد به مفهوم خیانت به هم فکران و خطر طرد شدن از گروه است. هزینه اجتماعی و روانی این اعتراف آن قدر بالاست که فرد ترجیح می دهد روی همان ادعای غلط پافشاری کند.

اثر نتیجه معکوس

وقتی شواهد قطعی و حقایق مستدل در رد یک ادعا به فرد عرضه می شود، تنها نظرش برنمی گردد، بلکه روی باور غلط خود سرسخت تر هم می شود. فرد در این حالت احساس می کند به هویت و جهان بینی اش حمله شده، بنابراین گارد دفاعی می گیرد و بیشتر در سنگر باورهای قبلی اش فرو می رود.

مغالطه هزینه هدررفته

یک فعال یا تحلیلگر سیاسی ممکنست اعتبار، زمان و انرژی بسیاری را روی یک روایت خاص سرمایه گزاری نموده باشد. اعتراف به دروغ بودن آن روایت، به مفهوم پذیرش از دست رفتن تمام این سرمایه هاست.


منبع:

1405/05/28
18:28:16
5.0 / 5
12
تگهای خبر: فرهنگ , كامپیوتر
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها