قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

چرا رنج مردان دیرتر دیده می شود؟

چرا رنج مردان دیرتر دیده می شود؟

قائم: مردی که همیشه می گوید «چیزی نیست، درست می شود»، لزوماً حال خوبی ندارد. گاهی افسردگی و فرسودگی روانی در مردان نه با گریه و غم آشکار، بلکه با خشم ناگهانی، کارِ افراطی، انزوا، رفتارهای پرخطر یا سکوتی طولانی خودرا نشان داده است. پشت تصویری که جامعه از «مردِ قوی و مقاوم» ساخته، ممکنست رنجی پنهان باشد؛ رنجی که دیده شدن و شنیده شدن، اولین قدم برای درمان آنست.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شاید این تجربه برای خیلی از ما آشنا باشد. پدر، برادر و یا همسر ما در رویارویی با مشکلات روزمره یا فشارهای سنگین اقتصادی ظاهراً استوارند.
آن ها کمتر گله می کنند، اصلاً نمی گریند و همه چیز را با یک «چیزی نیست، درست می شود» ساده پشت سر می گذارند.
اما همان فرد ناگهان سر موضوعی کوچک از کوره درمی رود، به رفتارهای پرخطر روی می آورد، خویش را غرق در کار بی وقفه می کند یا در سکوتی سنگین و مطلق فرو می رود.
این تناقض از کجا می آید؟ آیا مردان کمتر از زنان رنج می برند یا ابزار ابراز آنرا در اختیار ندارند؟ پاسخ روان شناسی تحلیلی و جامعه شناختی چندان ساده نیست. مساله این نیست که مردان در مقابل دردهای روانی مقاوم تر هستند، بلکه مساله اینست که آنها رنج کشیدن را به شکلی دیگر آموخته اند؛ گونه ای که اغلب پشت نقاب هایی متفاوت پنهان می شود.
واقعیت پنهان افسردگی در مردان
در آمارهای رسمی مبتلا شدن به افسردگی، تعداد زنان ثبت شده معمولا دو برابر مردان است. اما روان شناسان اعتقاد دارند که این شکاف، نشان دهنده سلامت روانی بیشتر مردان نیست، بلکه از پدیده ای به نام «افسردگی پنهان» نشأت می گیرد.
خیلی از مردها از ترس قضاوت شدن یا برچسب ضعف خوردن، علایم خویش را اصلاً گزارش نمی دهند. آنها رنج خویش را در درون سرکوب می کنند لذا عدد رسمی فقط بخش کوچکی از حقیقت را نشان میدهد. رنج آنها در هیچ دفتر رسمی ثبت نمی شود تا آن زمان که فشار روانی، کنترل زندگی شان را به صورت کامل از دستشان خارج کند.
افسردگی مردانه چه شکلی است؟
کلیشه های رایج، افسردگی را همواره با غمگینی مستمر، بی حوصلگی و گریه تعریف می کنند. اما ساختار روانی مردان، هیجانات منفی را به مجراهای دیگری هدایت می کند.
افسردگی در مردان اغلب شکل دیگری دارد و خویش را با رفتارهای زیر نشان می دهد:
خشم و بدخلقی ناگهانی: فرد بدون دلیل قانع کننده ای عصبانی می شود، پرخاشگری کلامی نشان میدهد یا هنگام رانندگی رفتارهای تهاجمی تری بروز می دهد.
پناه بردن به افراط در کار: او بیش از اندازه کار می کند تا از مواجهه با افکار و احساسات درونی خود فرار کند.
انزوا و رفتارهای پرخطر: از خانواده و دوستان فاصله می گیرد، رفتارهای پرخطر انجام می دهد یا مصرف سیگار و مواد مخدر را زیاد می کند.
جامعه معمولا این علائم را فقط به حساب «بدخلقی» یا «بداخلاقی» می گذارد، اما در واقع این رفتارها همان فریاد پنهان افسردگی هستند.
سکوت آموخته شده و تنهایی ساختاری
اصلی ترین ریشه پنهان کردن رنج را باید در الگوهای تربیتی و ساختار اجتماعی جدید جست وجو کرد. از دوران کودکی به خیلی از پسرها یاد داده اند که «گریه نکن»، «مرد باش» و «همیشه قوی بمان».
این آموزش های مداوم سبب بروز «سکوت آموخته شده» در مردان می شوند؛ آنها فرامی گیرند که احساساتشان را سرکوب کنند و توانایی نام گذاری یا بیان شفاهی دردهای روانی خویش را از دست بدهند. این سکوت از سر بی تفاوتی نیست، بلکه محصول یک فرایند جامعه پذیری سخت گیرانه و عادت یافته است.
از سوی دیگر، مردان امروزی بیشتر از هر زمان دیگری گرفتار «تنهایی ساختاری» شده اند. داده ها نشان می دهند که مردان نسبت به سه دهه گذشته، دوست صمیمی بسیار کمتری دارند.
بسیاری از آنها تنها یک تکیه گاه عاطفی برای گفتگو دارند که همان همسرشان است. وقتی رابطه گرفتار چالش یا سردی می شود، مرد می ماند و یک دنیا سکوت که هیچ راه خروجی ندارد و تمام شبکه ی حمایت روانی او یک باره فرو می ریزد.
نقش همسران در کاهش افسردگی مردان
همسران می توانند مهم ترین پناهگاه عاطفی برای عبور مرد از تاریکی افسردگی باشند.
برای این کار، تغییر در شیوه رفتاری می تواند گره های بزرگی را باز کند:
جای سؤالات بازجویانه را به پرسش های همدلانه بدهید: به جای گفتن «چته دوباره؟»، در یک فضای آرام بپرسید «این روزها واقعا حالت چگونه است؟» و صبورانه منتظر جواب بمانید.
شنونده باشید و راهکار صادر نکنید: اول به حرف هایش گوش دهید، او را قضاوت نکنید و بلا فاصله نصیحت یا راهکار عرضه ندهید. گاهی او فقط نیاز دارد که شنیده شود.
عصبانیت او را نشانه درد ببینید: خشم او را به جای مقصر دانستنش، به چشم یک علامت از خستگی یا دردی پنهان بررسی کنید.
فضا را برای سکوت راحت آماده کنید: گاهی فقط کنار او بنشینید و بدون هیچ حرفی همراهی اش کنید، برای اینکه همین حضور آرام بخش بیش از هزار سؤال کمک می نماید.
کمک گرفتن را نرمال سازی کنید: به او یادآوری کنید که رفتن به روانشناس نشانه ضعف نیست. اگر لازم است، بگویید «می خواهی با هم پیش متخصص برویم؟» تا احساس تنهایی نکند.
چند سفارش برای مردان
اگر این علائم و احساسات برای شما آشنا است، بدانید که نیازی نیست این دفعه سنگین را به تنهایی حمل کنید. شما می توانید با چند قدم ساده، مسیر بهبود خویش را آغاز کنید:
پذیرش احساسات را تمرین کنید: بپذیرید که احساس غم، خستگی یا فرسودگی، بخش طبیعی از زندگی هر انسانی است. شما مجبور نیستید همیشه نقش یک فرد شکست ناپذیر را بازی کنید.
با یک فرد امن حرف بزنید: سکوت خویش را بشکنید و احساساتتان را حداقل با یک دوست صمیمی، همسر یا متخصص در بین بگذارید. صحبت کردن احساس بار سنگین ذهنی شما را کم می کند.
سبک زندگی خویش را کمی تغییر دهید: ورزش منظم، پیاده روی روزانه و کاهش ساعات کاری افراطی، سطح هورمون های استرس را در بدن شما بشدت کم می کند.
از درخواست کمک ترسی نداشته باشید: درخواست کمک نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه عین شجاعت است. گاهی شجاعت درست از همان نقطه ای آغاز می شود که بگویید «من به تنهایی از پس این حال برنمی آیم.»
رنج انسان ها همواره به یک شکل به چشم نمی آید و گاهی خشم، کار زیاد یا سکوت مطلق، همان فریاد کمکی است که در قالبی متفاوت بیان می شود. شکستن چرخه افسردگی پنهان در مردان، نیازمند یک آگاهی دوطرفه است؛ از یک سو جامعه و همسران باید نشانه های غیرکلامی رنج را بشناسند و بستری امن و بدون قضاوت برای گفتگو فراهم نمایند و از طرف دیگر خود مردان باید باور کنند که بیان درد و درخواست کمک، نه نشانه ضعف، بلکه بالاترین درجه از شجاعت و مراقبت از خود است.
منبع: فارس

منبع:

1405/06/28
11:17:40
5.0 / 5
7
تگهای خبر: آموزش , ابزار , بازی , شبكه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۱
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها