پشت پرده سفرهای حسن روحانی
به گزارش قائم، کتاب «در معیت پرزیدنت» گزارشی از پشت پرده سفرهای حجت الاسلام حسن روحانی به قلم سیدعبدالجواد موسوی است که به فروش آن در ایران کتاب فعال گردیده است.
کتاب «در معیت پرزیدنت» گزارش سفر عبدالجواد موسوی از همراهی با حسن روحانی در چند سفر است همچون سفر به بندرعباس. موسوی در این کتاب به ذکر جزئیات مفصلی از سفرهای روحانی به استان خوزستان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان و پرداخته است. لحن نویسنده در این کتاب خیلی صمیمانه و انتقادی و بدون چاپلوسی و عرض ارادت اضافه است. موسوی درباره ی سفرهای پرزیدنت اسبق نکاتی را مطرح کرده که هم خواندنی است هم آموزنده. هر چند در بعضی حوادث و افراد لحن گزنده و غیرصمیمی و نیشداری دارد که باید آنرا فاکتور گرفت.
برای تهیه این کتاب به سایت فروش ایران کتاب مراجعه کنید.
خبرگزاری کتاب نوشت: عبدالجواد موسوی در این سفرنامه از معاشرت با خبرنگارانی می گوید که نام بعضی از آنها را بارها شنیده ایم و بعضی دیگر کمتر و کارمندان نهاد ریاست جمهوری که خلق و خوی خاص گاه عجیب خودرا دارند. در کنار هر دیدار و آشنایی با هر شخصیتی اغلب تک بیتی هم ضمیمه شرح خلقیت فردی می کند که مقرر است در مسافرت گاه بیگاه با او برخورد داشته باشد.
در این سفرنامه موسوی چشمی هم به گذشته دارد و اغلب آداب سفر رئیس جمهوری و افراد همراهش را با رئیس جمهوری قبل از او مقایسه می کند و مفصل به بعضی بدعت های نامیمون و ازیاده می پردازد. در کنار آن از شرح استقبال مردم می نویسد که حدودا هر استان با استان دیگر چندان تفاوتی ندارد و مشکلاتی که عمده آنها در زمینه اقتصادیست و او که حاشیه نگار سفر است در همه جا می پلکد تا خودش صفر و صد وقایع را ثبت کند از خانمهایی که از فقر می گویند از مردم خوزستان که از وضعیت آب و هوایشان و... مناسب نمی باشد. از سیستان و بلوچستان که به بازار رسولی می رود و از نزدیک جوانانی را می بیند که مشاغل کاذب دارند و شاید آینده شان چندان روشن نیست.
سفرنامه عبدالجواد موسوی با لحن و ادبیاتی که دارد، روان و خواندنی است و حتی برای فردی که اهل سیاست نیست هم نکات خواندنی در بر دارد، همچون از شب های پویا، پرجنب و جوش لشکرآباد خوزستان می گوید و موسیقی عربی که در خیابان با صدای بلند به گوش می رسد. در بندرعباس از رستوران های مملو از فست و فودی می نویسد که یکی دو دهه پیش چندان بازاری نداشت و امروز بازار پررونقی دارد. از حضور پرتعداد شیرازی ها در بندرعباس و تیکه انداختن به تصوری که سینمای فارسی از سیستان و بلوچستان در ذهن افراد گذاشته و مصیبت هایی که در همراهی با پرزیدنت نصیبش شده است. در گزارش زیر سطوری از شرح سفر به بندرعباس را می خوانید:
هواپیما که می نشیند، امام جمعه بندرعباس به قصد خوشامدگویی بالا می رود. چند لحظه بعد رئیس جمهوری بهمراه رحمانی فضلی و نعمت زاده و ترکان و یونسی و حسین فریدون و شهیدی و حسام الدین آشنا از پلکان هواپیما پایین می آیند. طبق معمول مراسم این چنینی، دختری خردسال با لباس محلی و دسته ای گل به رئیس جمهوری خوشامد می گوید. مثل همیشه رئیس جمهوری باید توضیح بدهد چرا این استان را برای سفر برگزیده که توضیح می دهد: «بوشهر، خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان همچون مناطق مهم و استراتژیک اند». از همین جمله میتوان مقصد بعدی رئیس جمهوری را حدس زد، روحانی ادامه می دهد: «بنادر ما دروازه کشور به آب های آزاد جهان است». این جمله هم نشان داده است هم و غم دولت جدید بهبود روابط با دیگر کشورهاست و این که دولتمردان اعتقاد دارند اگر بتوانیم این روابط را بهبود ببخشیم خود به خود کسب وکار و اقتصاد رونق خواهد گرفت و کشور از بحرانی که به آن گرفتار شده نجات خواهد یافت. ظاهر ماجرا خیلی ساده است اما این قدر که من فهمیده ام همین داستان به ظاهر ساده موانع سختی در پیش دارد که برداشتن آنها کار هر کسی نیست. تا روحانی در جایگاه قرار بگیرد و سرود ملی نواخته شود علی معزی بسمت ما می آید. می گویم: چه خبر علی آقا؟ همه چیز خوبه؟ ظاهراً که مشکلی نیست، همه چی آرومه و الحمدلله از شلوغی سری قبل هم خبری نیست. می گوید: همین که همه چی آرومه کمی مشکوکه. آن قدر به استرس عادت کردم که وقتی استرس ندارم فکر می کنم یه چیزی کمه. بازدید از یگان تشریفات هم به سرعت صورت می گیرد و خیلی زود داخل ون می شویم که برویم بسمت ورزشگاهی که مقرر است آقای روحانی در آنجا سخنرانی کند. یک عکاس فعال و پرجنب و جوش محلی مدام سرش را از شیشه در جلوی ون بیرون می برد که هیچ لحظه ای را از دست ندهد...
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب