قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

ببینید راز اخراج بنی نضیر از مدینه نقشه ترور پیامبر(ص) و وعده ۲ هزار نیروی عبدالله بن ابی

ببینید راز اخراج بنی نضیر از مدینه نقشه ترور پیامبر(ص) و وعده ۲ هزار نیروی عبدالله بن ابی

به گزارش قائم، ماجرای بنی نضیر از یک درخواست برای مشارکت در پرداخت خون بها آغاز شد، اما خیلی زود پرده از نقشه ای برای ترور پیامبر(ص) کنار رفت؛ توطئه ای که بعد از آن، با ورود عبدالله بن اُبی و وعده اعزام ۲ هزار نیرو برای پشتیبانی از یهودیان، به مقاومت بنی نضیر و در نهایت محاصره و اخراج آنان از مدینه انجامید.



به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در ماجرای بنی نضیر، دو روایت در رابطه با زمینه ایجاد این غزوه عنوان شده است؛ نخست، درخواست پیامبر(ص) از آنان برای مشارکت در پرداخت خون بهای دو نفر از بنی عامر و دیگری، نقشه ای که برای ترور پیامبر(ص) طراحی شد. در کنار این موضوع، نقش عبدا... بن اُبی، رییس منافقان مدینه، در تشویق بنی نضیر به ایستادگی و مقاومت نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ ماجرایی که در نهایت با محاصره قلعه های بنی نضیر و شکست مقاومت آنان، به خروج این طایفه یهودی از مدینه انجامید.
بنابر روایت حوزه، حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا جباری، کارشناس مباحث تاریخ اسلام، در قالب پرسش و پاسخ به موضوع «راز جنگ با یهودیان مدینه و توطئه ترور پیامبر(ص)» پرداخته است که در ادامه می خوانید.
پرسش:
در میان دو روایتی که در رابطه با علت غزوه بنی نضیر، یعنی درخواست کمک مالی و توطئه برای ترور پیامبر(ص)، مطرح گردیده است، کدام روایت اعتبار بیشتری دارد و عبدا... بن اُبی چه نقشی در این ماجرا داشت؟
پاسخ حجت الاسلام والمسلمین جباری:
بسم ا... الرحمن الرحیم؛ در شهر مدینه، افزون بر یهودیان خیبر که در حدود ۱۶۰ کیلومتری شمال مدینه سکونت داشتند، سه گروه مهم یهودی نیز زندگی می کردند: بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه. این سه طایفه در اطراف مدینه، بخصوص در مناطق جنوب شرقی شهر، دارای قلعه ها و نخلستان هایی بودند.
یهودیان بنی قینقاع در سال دوم هجرت دست به خیانت زدند و در پی آن از مدینه اخراج شدند. دو سال بعد، یعنی در سال چهارم هجرت، نوبت به بنی نضیر رسید که با نقض پیمان و خیانت، زمینه مواجهه با آنان را فراهم کردند. اما خیانت بنی نضیر دقیقا چه بود؟
ماجرا از اینجا شروع شد که در جریان حادثه ای مفصل، یکی از مسلمانان دو نفر از افراد بنی عامر را به قتل رسانده بود. پیامبر(ص) برای پیگیری موضوع خون بها به نزد یهود بنی نضیر رفت تا آنان در پرداخت دیه این دو نفر مشارکت کنند. پیامبر(ص) در کنار قلعه آنان نشست و حضرت علی(ع) و گروهی از مسلمانان نیز همراه ایشان بودند.
البته حضور پیامبر(ص) نزد بنی نضیر به این معنا نبود که ایشان واقعا به کمک مالی آنان احتیاج داشت. این دیدار در حقیقت فرصتی بود تا میزان وفاداری آنان به پیمانی که در آغاز ورود پیامبر(ص) به مدینه بسته بودند، مشخص شود. برمبنای آن پیمان، قرار بود اگر مدینه مورد حمله قرار گرفت، آنان در کنار مسلمانان از شهر دفاع کنند.
با این حال، هنوز مدت زیادی از حضور پیامبر(ص) در کنار قلعه های آنان نگذشته بود که بنی نضیر نقشه ترور ایشان را طراحی کردند. آنان فردی را مأمور کردند تا از بالای دیوار، سنگ آسیابی را بر سر پیامبر(ص) بیندازد و ایشان را به قتل برساند.
اما قبل از اجرای این نقشه، جبرئیل پیامبر(ص) را از توطئه آنان آگاه کرد. پیامبر(ص) نیز بدون آنکه اطرافیان خویش را از ماجرا مطلع کند، محل را ترک کرد و به مدینه بازگشت.
بنی نضیر بعد از مدتی متوجه شدند که چرا پیامبر(ص) بازنگشته است و همین مساله آنان را نگران کرد. در پی این اتفاق، پیامبر(ص) فرمان محاصره قلعه های بنی نضیر را صادر کرد.
در این میان، عبدا... بن اُبی، که از او بعنوان رأس المنافقین یاد شده است، نقش مهمی ایفا کرد. او نزد یهودیان بنی نضیر رفت؛ در شرایطی که آنان بعد از هشدار پیامبر(ص) خویش را برای ترک مدینه آماده کرده بودند. عبدا... بن اُبی به آنان وعده داد که در مدینه بمانند و اظهار داشت: «بمانید؛ من با دو هزار نیرو برای مساعدت با شما خواهم آمد.»
به بیان امروزی، عبدا... بن اُبی با این وعده، بنی نضیر را برای ایستادگی و مقاومت دلگرم کرد. آنان نیز تحت تأثیر سخنان او تصمیم گرفتند از مدینه خارج نشوند و در مقابل مسلمانان مقاومت کنند و به پیامبر(ص) اعلام نمودند که در شهر خواهند ماند.
نکته قابل توجه این است که وقتی خبر تصمیم بنی نضیر برای مقاومت به پیامبر(ص) رسید، ایشان تکبیر گفتند. این واکنش از جهت سیره پیامبر(ص) خیلی قابل تأمل است؛ چونکه در شرایط جنگی، وقتی خبر تصمیم دشمن برای مقاومت به ایشان می رسد، پیامبر(ص) به جای نشان دادن نگرانی و هراس، تکبیر می گویند.
این رفتار پیامبر(ص) می تواند برای برخی مسئولان ما نیز درس آموز باشد؛ مسئولانی که گاهی در چنین موقعیت هایی چنان در رابطه با قدرت و توانایی دشمن سخن می گویند که گویی خودمان هیچ قدرت و توانایی برای مقابله نداریم. در حالیکه سیره پیامبر(ص) نشان داده است حتی در زمان مواجهه با دشمن، نباید با سخنان خود قدرت او را بزرگ نمایی و سبب ایجاد هراس شویم.
پس از این اتفاق، محاصره قلعه های بنی نضیر توسط پیامبر(ص) و مسلمانان ادامه یافت. در رابطه با مدت این محاصره گزارشات مختلفی وجود دارد، اما دیدگاه پذیرفته تر این است که این محاصره حدود ۱۵ روز، یعنی نزدیک به دو هفته، به طول انجامید.
در جریان این محاصره، پیامبر(ص) برای درهم شکستن مقاومت بنی نضیر، فرمان داد برخی از درختان مرغوب خرمای آنان قطع شود. هدف از این اقدام آن بود که آنان دریابند اگر مقاومت ادامه پیدا کند، ممکنست اموال و امکاناتشان نیز در معرض لطمه قرار گیرد.
قرآن کریم در سوره مبارکه حشر در رابطه با این مورد می فرماید:
«ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَیٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ...»
یعنی هر درخت خرمای مرغوبی را که قطع کردید یا آنرا بر ریشه هایش باقی گذاشتید، همه به اذن خداوند بود.
پس از این اقدام، یهودیان اعتراض کردند و خطاب به پیامبر(ص) گفتند: ای پیامبر، شما که مردم را از فساد و تباهی نهی می کنید، پس چه طور دستور قطع درختان را صادر کرده اید؟
به تدریج این فشارها موجب شد مقاومت بنی نضیر تضعیف شود و عاقبت پیامبر(ص) دستور اخراج آنان از مدینه را صادر کردند. برای آنان قرار شد که هر سه نفر بتوانند تنها یک دفعه شتر از اموال خویش را با خود ببرند و اجازه انتقال بیشتر از این مقدار را نداشتند.
قرآن کریم در همین سوره، وضعیت آنان را چنین توصیف می کند:
«یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ».
یعنی آنان خانه های خویش را با دست خویش و به دست مؤمنان ویران می کردند؛ چونکه نمی خواستند خانه ها و امکاناتشان به دست مسلمانان باقی بماند.
در برخی گزارشات تاریخی آمده است که بنی نضیر حدود ۶۰۰ شتر آماده کردند و زنان خویش را بر شترها نشاندند. آنان در حالیکه دف می نواختند، از بازار مدینه عبور کردند و شهر را ترک کردند.
در یکی از این گزارش ها نکته ای قابل توجه نیز نقل شده است؛ با این که زنان یهودی در آن دوره حجاب داشتند، در هنگام خارج شدن از مدینه صورت های خویش را باز کردند و نقاب هایشان را برداشتند. این گزارش نشان داده است که حجاب و پوشش در بین یهودیان نیز مورد توجه بوده است؛ چنان که امروزه نیز در بین بعضی از طوایف یهودی در اسرائیل، زنان از پوشش های خیلی کامل، همچون چادر، استفاده می نمایند و به این مسایل پایبند هستند.
با این حال، زنان بنی نضیر در آن روز به نشانه شادی از ترک مدینه، دف می نواختند و صورت های خویش را باز کرده بودند. آنان عاقبت با حدود ۶۰۰ شتر از مدینه خارج شدند. گروهی از آنان به خیبر رفتند و گروه دیگری راهی اَذْرِعات در سرزمین شام شدند و بدین ترتیب، ماجرای بنی نضیر با پیروزی پیامبر(ص) و خروج آنان از مدینه به پایان رسید.
اما در رابطه با نقش عبدا... بن اُبی و این که آیا علت مواجهه با بنی نضیر تنها به توطئه ترور پیامبر(ص) مربوط می شد یا عوامل دیگری نیز وجود داشت، باید اظهار داشت که مجموعه این اتفاقات در کنار یکدیگر قرار گرفتند. از یک سو، پیامبر(ص) برای آنکه میزان پایبندی آنان به پیمان را بیازماید و در ظاهر برای مشارکت در پرداخت خون بها نزد آنان رفت؛ از طرف دیگر، بنی نضیر نقشه ترور پیامبر(ص) را طراحی کردند و در ادامه نیز عبدا... بن اُبی آنان را به ماندن و مقاومت تشویق کرد. مجموعه این عوامل در نهایت زمینه محاصره و اخراج بنی نضیر از مدینه را فراهم نمود.
1405/06/17
11:39:10
5.0 / 5
4
تگهای خبر: اسلام , پیامبر , تاریخی , شادی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۱
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها