این تصور که دعا کردن و توقع تغییر سرنوشت و امور ما با این عقیده که سرنوشت ما در علم و قضا و قدر الهی تعیین شده، منافات دارد، تصوری نادرست می باشد که از عدم شناخت حقیقت قضا و قدر و جایگاه دعا در این مسأله ناشی می شود. اگر لازمه ی قضا و قدر الهی این است که «هر کس با سرنوشتی معین و تغییرناپذیر از مادر متولد می شود و تلاش برای تغییر سرنوشت امری بیهوده می باشد!»، نه تنها دعا بلکه سایر اعمال انسان نیز فایده ای نخواهد داشت.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وقتی ما معتقد باشیم که سرنوشت انسانها در علم و قضا و قدر الهی مشخص شده، دعا کردن چه فایده ای دارد!؟ اولا: منظور اتفاقا و قدر اینست که هر پدیده و هر حادثه ای در عالم «علت» و «اندازه ای» دارد و چیزی بدون علت و اندازه معیّن بوجود نمی آید. بر این اساس سرنوشت انسان هم بر مبنای اسباب و عللی محقّق می گردد که «دعا کردن» همچون این اسباب است. به عبارتی دیگر دعا یکی از دلایل این جهان است که در سرنوشت انسان مؤثر است.
بنابر روایت شیعه نیوز، این تصور که دعا کردن و توقع تغییر سرنوشت و امور ما با این عقیده که سرنوشت ما در علم و قضا و قدر الهی تعیین شده، منافات دارد، تصوری نادرست می باشد که از عدم شناخت حقیقت قضا و قدر و جایگاه دعا در این مسأله ناشی می شود. اگر لازمه ی قضا و قدر الهی اینست که «هر کس با سرنوشتی معین و تغییرناپذیر از مادر متولد می شود و سعی برای تغییر سرنوشت امری بیهوده می باشد!»، نه فقط دعا بلکه سایر اعمال انسان هم فایده ای نخواهد داشت.
اما این تفسیر اتفاقا و قدر صحیح نمی باشد و مورد تأیید اسلام هم نبوده و با مفاهیم مسلّم اسلامی از قبیل: تکلیف، جهاد، تلاش و کوشش و استقامت، قیامت، حسابرسی و همینطور با خیلی از آیات قرآن مثل آیه ۳۹ سوره نجم که می فرماید: «لَیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی»، سازگاری ندارد.
زیرا طبق این آیه سرنوشت انسان در گرو تلاش و تلاش اوست و خداوند با علم به گذشته و آینده تقدیر انسان را متناسب با اراده و تلاش انسان قرار داده است. در این راستا در آیه ۱۱ سوره رعد هم می خوانیم: «إِنَ اللَّهَ لَایُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛ (خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که آنان آن چه را در خودشان است تغییر دهند). در این آیه هم اشاره ای به این مطلب دیده می شود.
با این مقدمه، به سراغ حل مشکل اصلی مطرح شده در این سؤال می رویم تا ببینیم چطور می توان کارکرد و جایگاه اصلی دعا را در مبحث «قضا و قدر» پیدا کرد.
انواع و معانی قضاو قدر؟
بر اساس آن چه از روایات به ما رسیده است قضا و قدر دو مفهوم دارد و دعا طبق هر دو مفهوم دارای آثار مثبتی می باشد:
۱- قضا و قدر تکوینی: که منظور از آن اینست که هر چیز و هر حادثه و پدیده ای در عالم علت و اندازه ای دارد نه چیزی بدون علت بوجود می آید و نه بدون اندازه گیری معین. به طور مثال اگر سنگی پرتاب نماییم و شیشه ای بشکند این یک حادثه است که حتماً بر مبنای نظام سبب و مسببی علتی دارد.(۱)
استاد مطهّری می گوید: «اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهی، انکار اسباب و مسبّبات و اختیار و اراده بشر است، چنین قضا و قدر و سرنوشتی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد».(۲) در داستانی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ» (۳)؛ (خداوند نمی پسندد که چیزها را جاری و برقرار گرداند مگر بوسیله اسبابش). بر طبق این روایت واضح است که سرنوشت انسان هم بر مبنای اسباب و عللی خاصّ محقّق می گردد که «اراده و تلاش انسان» یکی از آنها است و «دعا کردن» هم یکی از افعال اختیاری ماست که نقش برجسته ی در برطرف شدن حوائج ما دارد.
استاد مطهری در جای دیگر می گوید: «از نظر جهان بینی الهی، جهان هم شنوا است و هم بینا. ندا و فریاد جانداران را می شنود و به آنها پاسخ می دهد. به همین جهت دعا یکی از دلایل این جهان است که در سرنوشت انسان مؤثر است. جلوی جریان هایی را می گیرد و یا جریان هایی را به وجود می آورد. بعبارت دیگر، دعا یکی از مظاهر قضا و قدر است که در سرنوشت حادثه ای می تواند مؤثر باشد یا جلوی قضا و قدری را بگیرد».(۴)
۲- قضا و قدر تشریعی: که به مفهوم فرمان الهی در تعیین وظائف فردی و اجتماعی انسانها و مقدار و حدود این وظائف است. مثلاً می گوئیم: دعا مستحب است و نماز واجب است. این یک فرمان الهی و قضای تشریعی است. سپس می گوئیم دعا خواندن آن گونه که در روایات آمده اثر بیشتری دارد یا نماز در هر شبانه روز ۱۷ رکعت است، این یک قدر الهی و تشریعی است. (۵) البته شایان ذکر است که آن چه در شرع بیان می شود آثار تکوینی هم دارد. علیایحال از این جهت هم دعا کردن عبادت به حساب می آید و دارای آثار مثبت فراوانی می باشد و همین آثار نیز، مقدّمات اجابت را فراهم می کنند.
علم خدا منافاتی با تلاش انسان ـ همچون دعا ـ ندارد:
علم خدا منافاتی با تلاش انسان ـ همچون دعا ـ ندارد؛ چونکه در علم خدا حوادث عالم بر مبنای تحقّق دلایل و عوامل محقّق می شود و دعا هم یکی از عوامل موثّر است. خداوند بطور قطع از نیّات و خواسته های ما آگاه است امّا از آنجائیکه خداوند عالم را طبق نظام اسباب و مسبّبات تدبیر می کند، ما باید برای تحقّق خواسته های خود از هر تلاشی دریغ نکنیم و یکی از امور موثّر برای اجابت حوائج دعا است.
چه بسا تحقّق امری به شرط دعا باشد و اگر دعا نماییم تقدیر به گونه ی دیگری رقم بخورد. به همین دلیل امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «الدُّعَاءُ یَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ کُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ کُلِّ حَاجَةٍ» (۶)؛ (دعا، قضای الهی را بر می گرداند، بااینکه قضای الهی محکم شده باشد. ازاین رو زیاد دعا کن که کلید هر رحمت و بر آوردن هر حاجت است). از امام کاظم(علیه السلام) هم نقل شده: «عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ الطَّلَبَ إِلَی اللَّهِ یَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِیَ وَ لَمْ یَبْقَ إِلَّا إِمْضَاؤُه» (۷)؛ (بر شما باد به دعا کردن، چونکه دعا و درخواست از خدا بلائی را که از مرحله قدر و قضا گذشته و جز امضای آن نمانده [یعنی تمامی اسباب آن فراهم شده، ولی هنور در خارج وجود پیدا نکرده] بر می گرداند).
در نتیجه خداوند که از تمامی چیز آگاه می باشد و حتی از دعا کردن ما هم خبر دارد، برای دعا مانند سایر عبادات در نظام اسباب و مسببات آثار مثبت فراوانی قرار داده است.
دعا آثار و برکاتی دارد که انجام آنرا مرجوح می نماید:
اگر بعضی از حوائج ما به شرط «دعا» شده است، بخاطر اثرات مثبتی می باشد که در دعا کردن وجود دارد و نوعا خود این آثار نیز، مقدّمات اجابت را فراهم می کنند؛ از جمله:
۱. بهره مندی از عنصر توکّل بواسطه دعا
با دعا، انسان برای شروع هر امری خداوند را در کنار خودش می بیند و به او توکّل می کند. کاری که با یاد خدا و توکّل به او آغاز شود، مسلما بهتر نتیجه می دهد و عاقبت بهتری خواهد داشت.
۲. جلب توجّه الهی بواسطه دعا
وقتی با دعا، به خدا توجّه کند و به او توکّل نماید، مورد توجه خداوند هم واقع می شود. چنانکه در آیه ۷۷ سوره فرقان می خوانیم: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ»؛ (بگو آفریدگار من برای شما أرجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد). انسان بوسیله دعا و تضرّع به طرف خداوند توجّه می نماید و همین سبب می شود که مورد توجّه خداوند هم واقع گردد. بنابراین خداوند مدح فرموده حضرت زکریا(علیه السّلام) و بستگانش را به دعا کردن چنانکه در آیه ۹۰ سوره انبیاء می فرماید: «إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعِینَ»؛ (همانا ایشان در کارهای خیر تعجیل می کردند و درحال خوف و رجا ما را می خواندند و همیشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند).
۳. کسب امید و تقویت اراده بواسطه دعا
دعا به هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت، نیرو و امیدواری و آرامش می بخشد، و از نظر روانی اثر غیر قابل انکاری دارد. (۸) همینطور دعا سبب تقویت اراده شده و انسان با دعا کردن و به زبان آوردن خواسته خویش، اراده عملی محکم تری پیدا خواهد کرد؛ چون که دعا و توکّل و ایمان محکم، نگرانی، تشویش و هیجان و ترس را که باعث نیم بیشتری از ناراحتی های ما است بر طرف می سازد. (۹) شاید به این علت است که در بعضی از روایات اسلامی هم از «دعا» به اسلحه مؤمن [برای غلبه بر دشمن و حوادث] تعبیر شده است. (۱۰)
۴. کسب خود آگاهی با دعا
دعا یک نوع خود آگاهی و بیداری دل و اندیشه، و پیوند باطنی و آگاهانه با آفریدگار جهان است. چونکه دعا هم خود بیدارکننده است، و هم پذیرش آن به شرط اجتناب از غفلت است.
در سخنی از حضرت علی(علیه السلام) می خوانیم: «لا یَقْبَلُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ دُعاءَ قَلْبٍ لاهٍ» (۱۱)؛ (خداوند دعای غافل دلان را مستجاب نمی کند).
و از طرفی کسانیکه دعا و تضرع به درگاه الهی ندارند به قساوت قلب گرفتار می گردند؛ چنانکه در آیه ۴۳ سوره انعام می خوانیم: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلی أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ»؛ (و ما پیغمبرانی به سمت امّت های قبل از تو [ای پیغمبر خاتم] فرستادیم و [چون پیروی آنها نکردند] به بلا و مصیبت گرفتارشان ساختیم شاید که [دعا برای رفع بلا کرده و] گریه و زاری کنند، و چرا وقتی که بلای ما به آنها می رسید تضرع و زاری نکردند [تا نجات یابند]!؟ و چون تضرّع نکردند دلهایشان را قساوت گرفت).
۵. پیروزی بر اضطراب های درونی بوسیله دعا
دعا خواص بسیار مؤثری در مبارز با اضطراب های درونی هم دارد. هیچگاه زندگی انسان از ناملایمات خالی نبوده و حالا هم نیست بلکه شواهد و قراینی در دست داریم که حجم مشکلات روانی با پیشرفت تمدن صنعتی، افزایش قابل ملاحظه ای پیدا کرده است که دلایل عمده آنرا می توان در چند امر خلاصه کرد:
اول عدم توازن ترقی سطح تکنیک و صنعت با ترقی رشد اخلاقی است که سرچشمه انواع تهاجم های اجتماعی و اقتصادی و نظامی می گردد و نتیجه آن حکومت اصل «همه چیز برای من» بجای «همه چیز برای همه» و انواع انحصارطلبی های فردی و دسته جمعی و غصب و تجاوز به حقوق دیگران خواهد بود.
دوم احساس بیهودگی، پوچی و بی روح بودن زندگی به این خاطر که هدف هایی که جوامع مادی کنونی جهت زندگی ترسیم می کنند، نمی تواند با ارزش وجودی انسان هماهنگ باشد.
سوم افزایش برخوردها و اصطکاک منافع، گسترش درگیری های اجتماعی، نگرانی های حاصل از تخلف ها، پیمان شکنی ها، شکست ها و ناکامی ها خود عامل مهم دیگری برای این اضطراب هاست. چهارم وسایل ناسالم «هیجان زا» و یا «مخدر» که به عنوان وسایل سرگرمی مورد بهره برداری قرار می گیرد از فاکتورهای مهم بروز روز افزون این اضطراب هاست. سرعت تحولات اجتماعی و جهانی هم به این عوامل دامن زده و آنها را متراکم تر بطوریکه اعصاب انسان عصر ما در زیر بار سنگین اضطراب و نگرانی آشفته می شود.
از آن جا که نگرانی ها سرچشمه حالت «غمزدگی» است، دعا اثر عمیقی در زدودن اضطراب دارد چونکه از یک سو سبب رشد اخلاقی و توازن تکاملهای مادی با تکاملهای اخلاقی و عاطفی می گردد. (۱۲)
۶. سودجستن از آموزه های اخلاقی و معرفتی و آثار تربیتی دعا
وقتی انسان به درگاه خداوند روی می آورد در این فکر فرو می رود که او بر همه چیز توانا و می تواند و اسرار درون و برون ما را می داند. این مطلب سبب می شود که سطح معرفت انسان بالا برود. (۱۳)
علاوه بر آن، دعا، بخصوص دعاهای معصومین(علیهم السلام) سرشار از درسهای عالی تربیت و اخلاق و معارف دینی است. مثلاً «دعای ندبه» برای کسانیکه با دقت و حضور قلب و باتوجه به مضمون و محتوایش آنرا زمزمه می کنند، یک دوره درس امامت و ولایت عاشقانه است یا دعای بلند و پر محتوای «عرفه» حاوی یک دوره کامل معارف و عقاید، بخصوص درس توحید و یکتاپرستی است. «دعای کمیل» به ما درس تهذیب و خودسازی و توبه می دهد و از «دعای مکارم الاخلاق» می توان یک دوره اخلاق اسلامی را استخراج کرد. (۱۴)
۷. خاصیت غفلت زدایی بعضی ادعیه
دعا انسان را به مسائلی که توجه ندارد و از آن غافل است توجه می دهد به عنوان مثال دعایی که شیعیان بعد از نمازهای روزانه در ماه مبارک رمضان می خوانند و با فراز «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَی أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُور» (۱۵)؛ (خدایا، سرور را بر اهل قبور وارد کن)، شروع می شود، انسان را به یاد خیلی از اموری که در طول سال از آن غافل بوده - مسائلی مانند ضرورت رفع فقر و نیازمندی تنگدستان، تأمین خوراک شکم گرسنگان، پرداخت بدهی بدهکاران، زدودن غم و اندوه غم زدگان و... - می اندازد. (۱۶)
۸. تأثیر دعا در هم بستگی اجتماعی برای نیل به اهداف بزرگ
با توجه به اینکه یکی از عوامل تاثیر دعا، دعا برای دیگران است، می بینیم که دعا روح اجتماعی را جانشین انحصارطلبی های فردی می سازد و به خاطر توجه به یک مبدأ بی پایان، ازلی و ابدی که سرچشمه همه نیکی هاست و زندگی عالی تر و برتری که انسان در پرتو ارتباط با وی در خود می بیند احساس بیهودگی و پوچی را از خود دور ساخته و به منظور زندگی، هدفی بزرگ می ابد. (۱۷)
۹. تأثیر دعا در سلامتی بدن و جسم
آن چنان که یکی از روانشناسان و اطبای معروف معاصر یعنی «الکسیس کارل» در کتاب های خود «نیایش» و «راه و رسم زندگی» می نویسد: دعا و نیایش بطور کامل و صحیحی در فعالیتهای مغزی انسانی نوعی شکفتگی و انبساط باطنی به وجود آورده و گاه قهرمانی و دلاوری را تحریک می کند. از آن گذشته نیایش نه فقط بر روی حالات عاطفی بلکه همانطور که گفتیم بر کیفیات بدنی هم اثر می گذارد و گاهی در چند لحظه یا چند روز بیماری جسمی را بهبودی می بخشد.
این دانشمند در کتاب «نیایش» روی این مسأله تاکید کرده و از راه تجربی، ثبوت آنرا قطعی می شمارد و می گوید: نیایش گاهی تأثیرات شگفت آوری دارد بیمارانی بوده اند که حدودا بطور آنی از دردهایی چون جذام، سرطان، عفونت کلیه و زخم های مزمن و سل ریوی و... شفا یافته اند. (۱۸)
همین آثار مثبت دعا سبب می شود که زندگی انسان دگرگون شود و حتی قضا و قدر الهی نسبت به انسان تغییر یابد.
پی نوشت:
(۱). ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ناصر، موسسه مطبوعاتی هدف، قم، بی تا، چاپ اول، ج ۳، ص ۴۹۷.
(۲). مجموعة آثار شهید مطهری، مطهری، مرتضی، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، ج ۱، ص ۳۸۴.
(۳). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ هـ ق، چاپ دوم، ج ۲، ص ۹۰.
(۴). مجموعة آثار شهید مطهری، همان، ج ۱، ص ۴۰۶.
(۵). ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، همان.
(۶). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ هـ ق، چاپ چهارم، ج ۲، ص ۴۷۰.
(۷). همان.
(۸). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سی و دوم، ج ۱۵، ص ۱۷۶.
(۹). تفسیر نمونه، همان، ج ۱، ص ۶۴۲؛ آئین زندگی، دیل کارنگی، ترجمه: جهانگیر افخمی، انتشارات ارمغان، تهران، ۱۳۷۶، ص ۱۸۵ ـ ۱۸۸ (اقتباس).
(۱۰). إرشاد القلوب، دیلمی، حسن بن محمد، ترجمه: مسترحمی، انتشارات مصطفوی، تهران، ۱۳۴۹ هـ ش، چاپ سوم، ج ۲، ص ۱۶۹.
(۱۱). الکافی، همان، ج ۲، ص ۴۷۳، ح ۲.
(۱۲). پیدایش مذاهب، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۴ هـ ش، چاپ اول، ص ۱۰۵ و ۱۰۶.
(۱۳). مثال های زیبای قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادی، ابوالقاسم، انتشارات نسل جوان، قم، ۱۳۸۲ هـ ش، چاپ اول، ج ۱، ص ۲۸۰.
(۱۴). والاترین بندگان، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، ۱۳۸۳ هـ ش، چاپ اول، ص ۲۳۲.
(۱۵). بحارالانوار، همان، ج ۹۵، ص ۱۲۰.
(۱۶). والاترین بندگان، همان، ص ۲۳۴.
(۱۷). پیدایش مذاهب، همان، ص ۱۰۶.
(۱۸). همان، ص ۱۰۷.
منبع: قائم