قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

راز تلخ شهادت امام جواد (علیه السلام)

راز تلخ شهادت امام جواد (علیه السلام)

به گزارش قائم، امام جواد ضد السلام، جوان ترین امام شیعه، در سن 25 سالگی به شهادت رسیدند. منابع تاریخی از نقش ام الفضل، همسر ایشان، و تحریکات معتصم عباسی در این توطئه سخن گفته اند. شهادت امام نهم با استفاده از سم صورت گرفت، روشی رایج برای حذف مخالفان سیاسی در آن دوره.


به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا جباری از اساتید حوزه علمیه قم در برنامه "پرسمان تاریخی" به بررسی ابعاد مختلف زندگی امام جواد ضد السلام، چالش ها و مناظرات ایشان با مأمون عباسی پرداخته است.
بنابر روایت حوزه، متن این گفتگو را در اختیار شما مخاطبین گرامی قرار می دهیم.
امام جواد ضد السلام یکی از جوان ترین امامان ما هستند که در سن بیست و پنج سالگی به شهادت رسیدند.
اولین سوال این است درباب عامل شهادت امام جواد ضد السلام چند دیدگاه وجود دارد؟
در مورد عامل شهادت ایشان، چند دیدگاه وجود دارد. یکی از روایات معتبر این است که ام الفضل، دختر مأمون و همسر امام جواد، در حقیقت مجری توطئه ای برای شهادت ایشان بود.
در مورد ازدواج ام الفضل با امام جواد (ع) نیز نکاتی وجود دارد که باید توضیح داده شود. بطور کلی، در بین ائمه معصومین، دو امام هستند که به دست همسرانشان به شهادت رسیده اند.
ام الفضل به تحریک عمویش معتصم، برادر مأمون به این توطئه دست زد. مأمون نیز به نحوی ام الفضل را به تزویج امام جواد در آورد و خود ام الفضل نیز بی تقصیر نبود و در حقیقت یکی از عوامل این ماجرا به شمار می رفت.
او از امام جواد نزد عمویش معتصم شکایت نمود و این شکایت ناشی از این بود که امام جواد صاحب فرزند نشد و خداوند او را عقیم کرده بود.
مأمون در حقیقت می خواست دخترش را به تزویج امام جواد(ع) در آورد و از او صاحب فرزندی شود و به نحوی خویش را به خاندان آل پیامبر منتسب کند و از این مورد به عنوان مستمسکی برای تقویت موقعیت خود استفاده می نمود.
این امر خصوصاً در زمان امام رضا ضد السلام اهمیت داشت، زمانیکه علویون و معترضان به بنی هاشم در تلاش بودند تا ضد بنی عباس قیام کنند. هرچند این تلاش ها در ابتدا شکست خورد، اما تدبیر امام رضا ضد السلام بگونه ای بود که ارتباط و همبستگی با علویون را تقویت کند و نشان دهد که او از نسل پیامبر و نوه ایشان است و و خداوند اراده کرد که این محقق نشود.
امام جواد ضد السلام نیز از برخی کنیزان صاحب فرزند شد، همچون سمانه مغربیه که صاحب امام هادی ضد السلام شد. امام هادی در سال ۲۱۲ هجری قمری به دنیا آمد، زمانیکه امام جواد حدودا ۱۷ ساله بود و تازه با ام الفضل عقد کرده بود.
امام جواد ضد السلام، صاحب اولادی از کنیزان شده بود. سه دختر ایشان در قم که در کنار حضرت معصومه (ع) دفن هستند همچون زینب، در جوار حضرت معصومه سلام الله علیها دفن شده اند و زینب قُبه اولیه بر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیها) بنا کرد.
و نکته دیگر توجه امام هادی (ع) به این فرزندان و بی توجهی حضرت به ام الفضل، موجب حسادت او شد.
ام الفضل شکایتی نزد معتصم عمویش کرد و اظهار داشت که به او کم توجه است. همچنین، برادرش جعفر بن مأمون که فردی خبیث و بدطینت بود، او را تحریک می کرد. این عوامل در کنار هم، به شهادت امام جواد ضد السلام منجر گردید و عاقبت بدی برای آنها به همراه داشت و این مورد سبب شد که ام الفضل به تحریک معتصم مجبور به این اقدام گردد.
معتصم محرک اصلی شهادت امام جواد ضد السلام بود و عاقبت بدی نیز پیدا کرد. جعفر، درحال مستی به چاهی افتاد و مردانش او را از آن چاه بیرون آوردند. این سرنوشت نتیجه توطئه ای بود که نسبت به امام جواد ضد السلام انجام دادند.
آنها از انگور استفاده های عجیبی کردند؛ هم در ارتباط با امام رضا (ع) و هم در ارتباط با امام جواد (ع).
در ارتباط با امام رضا ضد السلام دو نقل وجود دارد که با هم قابل جمع است. یکی از این نقل ها به ماجرای آب انار مسموم اشاره دارد و انگور مسموم.
در ارتباط با امام جواد ضد السلام تعبیر انگور است و بوسیله آن مسموم شده است.
نقل دیگری وجود دارد که می گوید ام الفضل، دستمالی را مسموم کرده و سم بوسیله پوست آن به بدن امام جواد ضد السلام وارد شده است.
این دو نقل امکان دارد با هم جمع شوند و هیچ تناقضی ندارند؛ به این معنا که امکان دارد از هر دو طریق برای مسموم کردن استفاده شده باشد.
همچنین، دو نقل دیگری وجود دارد که می گوید معتصم یکی از درباریان یا منشیان را تحریک کرد تا امام جواد ضد السلام را به خانه اش دعوت کند. در عین حال، حضرت از این دعوت إبا داشت.
حضرت وارد خانه شد و یک غذای مسمومی را به حضرت داد و بعد حضرت می خواست از خانه بیرون برود از او پرسید کجا؟ و حضرت پاسخ داد که من در خانه تو نباشم، بهتر است و حضرت به نحوی اشاره نمود به اینکه می دانم تو چه کردی و این نقل دوم است که مرحوم شیخ صدوق نقل دومی را نقل کرده است.
در نقل سوم به این صورت است که معتصم یک شربت مسموم که آب ترنج مسموم بود، توسط خادمی به نام اشناس به خدمت امام جواد (علیه السلام) فرستاد و اظهار داشت که خلیفه این شربت را پسندیده و می خواهد که شما نیز آنرا بنوشید.
وی همینطور اشاره نمود که این شربت خنک تر و بهتر است و این اقدام نیز به عنوان عاملی برای شهادت حضرت مطرح می شود.
در مجموع، چندین نقل وجود دارد که نشان داده است معتصم امکان دارد از هر سه طریق برای اطمینان خاطر اقدام نموده باشد.
به عنوان مثال، امکان دارد مباشر قتل حضرت، ام الفضل نیز از این دو طریق بهره برده باشد. این مورد نشان داده است که امکان دارد در یک یا دو روز، معتصم از هر سه طریق برای اقدام ضد امام هادی (علیه السلام) بهره برده باشد.
نکته عجیب و عبرت آموز در رابطه با ام الفضل این است که او مشمول نفرین حضرت قرار گرفت. زمانیکه او دستمال مسموم را به حضرت داد، مسمومیت دستمال بوسیله پوست به ایشان منتقل شد و حضرت او را نفرین کرد.
ام الفضل بعداً به خاطر این عملش گریه کرد و به شکلی از کار خود پشیمان شد. حضرت به او فرمود که خداوند تو را به بلایی مبتلا کند و چاره ای از این بلا برایت پیدا نخواهد شد و واقعا همچنین شد؛ او گرفتار فقر و بیماری شد؛ بطوریکه از اعضاء بدنش ناچار شد برای درمان بیماری اش، تمام دارایی اش را صرف کند.
بعد از این وقایع، او به حرمسرای معتصم رفت، اما حتی در آنجا نیز حمایتی از او نشد.
بنده داشتم به نحوه شهادت امامان دقت می کردم و این که حضرت امام حسین ضد السلام در اوج ناجوانمردی در میدان جنگ به شهادت رسید اما در رابطه با سایر امامان این گونه بوده که با مسمومیت به شهادت رسیدند.
بله، خیلی از آنها به طرز مسمومیت جان خویش را از دست دادند. این نوع شهادت، به شکلی نشان دهنده ی ظلم و ستمی است که بر آنها روا داشته شد. چنین پیداست که در آن زمان، استفاده از سم و مهارتهای ترور، به عنوان یک روش خاموش و بی سر و صدا برای حذف مخالفان وجود داشته است.
در مورد سموم قوی، نقل هایی وجود دارد که نشان داده است بعضی از این سموم به قدری قوی بودند که می توانستند به آسانی جان افراد را بگیرند. این مورد نشان دهنده ی عمق و پیچیدگی تاریخ و چالش هایی است که امامان ما با آنها مواجه بودند.
مساله سم یک عامل خاموش و بی سر و صدا بود که در گذشته، حتی سموم بسیار قوی وجود داشت که به نقل از تاریخ، جعده برای امام حسن (ع) از جانب معاویه فرستاده بود.
این سم قوی بگونه ای طراحی شده بود که اثرگذار باشد. در آن زمان، استفاده از سم به عنوان یک روش رایج و پیشرفته برای از بین بردن رقبای سیاسی به شمار می رفت و این روند تا دوره های مختلف تاریخی، همچون دوره قاجار و صفویه، ادامه داشت.
حاکمان آن زمان، ائمه (ع) را رقبای خود می دیدند و بنابراین از این روشهای پنهانی استفاده می کردند.
به عنوان مثال، امام کاظم (ع) در زندان مسموم شدند و به شهادت رسیدند. بعد از این وقایع، فقها و علما به صحنه آورده می شدند تا این مسایل را بررسی نمایند و مدعی می شدند که به صورت طبیعی از دنیا رفته است و در آن زمان چون آزمایشگاهی نبوده است، به ظاهرِ قضیه نگاه می کردند.
نکته مشهوری که وجود دارد این است که ما باید به شهادت امام توجه ویژه ای داشته باشیم.
در تعدادی منابع متاخر، خصوصاً در دو یا سه قرن اخیر، اشاره شده که بدن مطهر امام جواد (ع) را بعد از شهادت روی پشت بام گذاشتند و از آنجا به پایین انداختند و چند روز در این وضعیت باقی ماند. همینطور گفته می شود که کبوترها بر روی بدن او سایه می افکندند.
اما از نظر تاریخی و وثاقت، باید اشاره نمود که در متون کهن ما، حتی در کتاب شریف «بحارالانوار» که حدود سه یا چهار قرن پیش تألیف شده، چنین چیزی مطرح نشده است.
مرحوم علامه مجلسی نیز گاهی روایات متاخر را نقل می کند، اما این مورد در منابع معتبر قدیمی وجود ندارد.
تحلیل تاریخی این مورد نشان داده است که اشخاصی مانند معتصم و مأمون، برای پنهان کردن جنایات خود، به ظاهرِ سوگواری و احترام به خاندان (ع) متوسل می شدند.
به عنوان مثال، معتصم که امام رضا (ع) را مسموم کرد، به مدت چند روز به قبر ایشان رفت و با نان و آبی ساده، خویش را عزادار نشان داد تا به شکلی از مسئولیت خود شانه خالی کند.
این نوع سیاست ورزی و شیطنت های سیاسی، باتوجه به شرایط آن زمان و وجود شیعیان، به خوبی قابل درک است.
همچنین، در مورد جریان معروف پاسخ امام به سوال فقهی معتصم، میتوان اظهار داشت که این مورد نشان دهنده عمق دانش و فقه امام (ع) و همینطور تلاش معتصم برای به چالش کشیدن ایشان بود.
معتصم از فقهای عامه مانند احمد بن ابی دعا خواسته بود تا در مورد اجرای حد سرقت نظر دهند، هر کدام قسمتی گفتند و به آیه ای استناد کردند.
بعضی گفته اند که باید از مچ قطع نماییم و برخی دیگر باور دارند که باید از آرنج قطع شود. در هر صورت، علل و مستندات مختلفی برای این نظرات وجود دارد. سپس از امام جواد ضد السلام سوال کردند که نظرشان چیست؟
حضرت ابتدا إبا کردند، اما با اصرار گفتند که باید چهار انگشت قطع شود. دلیل این امر این است که آیه شریفه قران می گوید: "المساجد لله، مساجد محل سجده ها از آن خداست." کف دست یکی از محل های سجده هفت گانه است. این هفت قسمت شامل کف دو دست، پیشانی، دو زانو و دو نوک انگشتان می شود. بنابراین، حق ندارید برای سجده، کف دست را قطع کنید، چونکه سجده بر روی زمین قرار بگیرد.
احمد بن ابی دعا خبیث می گوید: "دو یا سه روز بعد، به نزد معتصم رفتم و گفتم که تو از ما استفتا می کنی و سپس نظر امام جواد را ترجیح می دهی، در حالیکه من به امامت او معتقد هستم و بخشی از این امت نیز به امامت او اعتقاد دارند.
این عوامل در نهایت به تصمیمات معتصم برای شهادت امام جواد (ع) منجر گردید.
همچنین، در مورد پشیمانی ام الفضل، نقل هایی وجود دارد که او پس از انجام چنین عملی، به گریه و ندامت می پردازد و می گوید: "گریه چه فایده ای دارد بعد از آن که چنین غلطی انجام دادی؟"
علت و زمان ازدواج حضرت امام جواد (علیه السلام) با ام الفضل چه بوده است؟
دو نکته اصلی در این مورد وجود دارد: یکی علل این ازدواج و دیگری زمان آن.
از نظر سبب، این ازدواج به پیشنهاد مأمون صورت پذیرفت و امام جواد (علیه السلام) چاره ای جز پذیرش نداشت. مأمون در سفری که امام را به ظاهر دعوت و در حقیقت احضار کرد، از مدینه به بغداد، بدنبال راهی برای کنترل و نظارت بر امام جواد بود. بغداد در آن زمان مرکز خلافت عباسی بود و مأمون باید به آنجا می رفت تا قدرت خویش را تثبیت کند.
مأمون در سال ۲۰۳ هجری امام رضا (علیه السلام) را به شهادت رساند و پس از آن به بغداد آمد و به این نتیجه رسید که باید فکری هم برای امام جواد (علیه السلام) که مقتدا امام و مرجع شیعیان بکند.
زمان ازدواج امام جواد با ام الفضل به سالیان پس از شهادت امام رضا (علیه السلام) برمی گردد. در سال ۲۰۳ هجری، امام جواد حدود هشت سال داشت. مامون آن موقع خیلی احساس خطر نمیکرد و بعد حضرت را احضار به بغداد کرد.
بعضی از نقل ها می گویند امام جواد در حدود نه سال یا یازده سال سن داشت که به بغداد احضار شد، اما نظر محققین در این مورد متفاوت می باشد.
جناب استاد محمد هادی یوسفی غروی، محقق و استاد برجسته، در جلد هشتم کتاب خود که به تاریخ اسلامی اختصاص دارد، به بررسی این مورد پرداخته و نظرات قابل توجهی ارایه کرده است.
ایشان اشاره می کند که احیانا امام جواد (علیه السلام) در سال ۲۱۱ هجری موفق به برگزاری نماز جماعت در بغداد شده که نشان دهنده بلوغ و شایستگی ایشان است و از این جهت نظر به ازدواج ایشان در همین سال تقویت می شود.
در سال ۲۱۵ هجری، چهار سال بعد از عقد امام جواد و ام الفضل، مراسم زفاف آنها برگزار گردید. این مراسم در حین سفری که مأمون به منظور فتوحات در مناطق رومی داشت، انجام گرفت. پس از این مراسم، امام جواد (علیه السلام) به مدینه بازگشت و همراه با ام الفضل زندگی را شروع کردند.
بطور طبیعی، مردم بغداد به طور عمده از اهل تسنن بودند و بنابراین ممکن بود که به آسانی برای اقتدای به امام جواد (علیه السلام) مجوزی نداشته باشند. این نکته یکی از علل تاریخی برای پذیرش تاریخ ازدواج امام جواد با ام الفضل بشمار می رود. چنین پیداست که این دیدگاه که تاریخ ازدواج به سال ۲۱۱ هجری مربوط می شود، قوی تر است.
نکته دیگری که در این مورد قابل توجه است، این است که در سال ۲۱۱ هجری ام الفضل به عقد امام جواد (علیه السلام) درآمد. اما مراسم زفاف و آغاز زندگی مشترک آنها چهار سال بعد، یعنی در سال ۲۱۵ هجری، برگزار گردید. در این زمان، امام جواد (علیه السلام) به سن بیست سالگی رسید و در این زمان مأمون برای فتوحات به مناطق روم شرقی سفر کرد.
مراسم ازدواج امام جواد و ام الفضل در منطقه تکریت، جایی که مأمون حضور داشت، برپا شد. بعد از این مراسم، امام جواد (علیه السلام) به مدینه بازگشت و در کنار ام الفضل زندگی را آغاز کردند.
مأمون، از بغداد بسمت فتوحات روم حرکت کرد. در این راه، امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسید و مراسم ازدواج امام جواد (علیه السلام) با ام الفضل در همین دوران برگزار گردید. این ازدواج به ظاهر نشانه ای از ارتباط مأمون با آل رسول (ص) بود، اما در حقیقت مأمون قصد داشت با کنترل بیشتر بر امام جواد، وی را تحت نظر داشته باشد.
مأمون بدنبال ایجاد نسبی از میان نوادگان پیامبر (ص) بود تا از این راه مشروعیت بیشتری به سلطنت خود ببخشد. از جانب دیگر، اما شواهد تاریخی نشان داده است که نیت مأمون چندان صالح نبوده و بدنبال پیدا کردن راهی برای کنترل بیشتر امام جواد (علیه السلام) بود.
مأمون در برنامه ریزی در سال ۲۱۵ هجری به برگزاری جشن های مفصل و دعوت از نوازندگانی برای شبی که امام جواد (علیه السلام) در آن حضور داشت، اقدام نمود. او تعدادی کنیز زیبا را دعوت کرد تا در کنار نوازندگان صف بکشند و جام های گوهری در دست داشته باشند. هدف مأمون این بود که توجه امام جواد را به این مراسم جلب نماید و از این راه به شکلی آبرو و اعتبار خویش را با بهره گیری از شخصیت امام جواد تقویت کند.
در عین حال، امام جواد (علیه السلام) هیچ توجهی به این کنیزها نکردند و به محل نشستن خود رفتند. زمانیکه یکی از نوازندگان از امام خواست تا به موسیقی گوش دهد، امام جواد با یک جمله مؤثر او را مجبور به ترس کرد و آبروی مأمون را تحت تاثیر قرار داد.
در حقیقت سیاست شان این بود که با نزدیک شدن به اهل بیت(ع)، چهره ای موجه از خود ارایه کند، اما نیت های وی فراتر از اینطور ادعاها بود. سیاستهای مأمون نسبت به خاندان و خصوصاً امام رضا (علیه السلام) در قالب کوشش برای کنترل و نفوذ به آنها بود.
این نقش پیچیده ای که مأمون در تاریخ ایفا کرد، نشان دهندهٔ تغییراتی است که در روابط سیاسی و مذهبی دوران عباسیان به وقوع پیوست و تأثیراتی که بر زندگی ائمه (علیهم السلام) گذاشت.

حرف آخر اینکه سه دختر ایشان در قم که در کنار حضرت معصومه (ع) دفن هستند همچون زینب، در جوار حضرت معصومه سلام الله علیها دفن شده اند و زینب قُبه اولیه بر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیها) بنا کرد. و حضرت پاسخ داد که من در خانه تو نباشم، بهتر است و حضرت به نحوی اشاره نمود به این که می دانم تو چه کردی و این نقل دوم است که مرحوم شیخ صدوق نقل دومی را نقل کرده است. حضرت به او فرمود که خداوند تو را به بلایی مبتلا کند و چاره ای از این بلا برایت پیدا نخواهد شد و واقعاً همینطور شد؛ او گرفتار فقر و بیماری شد؛ بطوریکه از اعضاء بدنش ناچار شد برای درمان بیماری اش، تمام دارایی اش را صرف کند.


منبع:

1405/02/27
13:20:06
5.0 / 5
47
تگهای خبر: ائمه , اسلام , اسلامی , امام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان قائم در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۴
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها