قائم فرهنگ مهدویت
قائم : فرهنگ مهدویت

شیعه‎ شناسی محمدعلی امیرمعزی

شیعه‎ شناسی محمدعلی امیرمعزی

جای تعجب ندارد اگر خیلی از اهالی فضل و نظر در ایران با محمدعلی امیرمعزی آشنایی جدی نداشته باشند.



اصولا تعداد زیادی نیستند که می دانند استاد مدرسه مطالعات عالی سوربن و کسی که کرسی هانری کربن در مدرسه عالی سوربن زیر نظر او اداره می شود یک ایرانی است. نام کربن و آوازه پژوهش های پدیدارشناسانه وی در ایران بیش از آنکه با ترجمه های انشالله رحمتی رونق باردیگر ای بگیرد، با نام علامه طباطبایی گره خورده بود. چه اینکه در دهه چهل نویسنده تفسیر المیزان در جلساتی که در قم برگزار می شد، میزبان فیلسوف فرانسوی می شد و با او درباره مسائل و مباحث معطوف به تشیع به گفتگو می نشست. در دهه پنجاه نیز حضور هانری کربن در ایران با تاسیس انجمن شاهنشاهی فلسفه و قبل از آن تشکیل سمینارهای گوناگون در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بیشتر می شود. در این میان نقش سید حسین نصر نیز در حضور مداوم و فعالانه کربن در ایران نباید نادیده انگاشته شود. نقشی که با اجرای نوعی از واسطه گری فرهنگی بین علامه طباطبایی و هانری کربن و تشویق هر دو نفر به انجام و دوام تحقیقات فلسفی و شیعی از یک سو و تاسیس انجمن شاهنشاهی فلسفه از طرف دیگر قابل تامل است.
***
پس از مرگ هانری کربن، سقوط رژیم پهلوی، پیروزی انقلاب اسلامی، تعطیلی انجمن فلسفه، هجرت ناخواسته نصر و گوشه گیری خودخواسته علامه طباطبایی در سال های پایانی دهه پنجاه، نام کربن در ایران انقلاب زده در محاق فراموشی فرو می رود. رویکرد ایدئولوژیک هوادران حکومت نوپدید در ایران نیز بیش از آنکه مجالی برای طرح ایده های پدیدارشناختی از تاریخ اندیشه اسلامی بدهد، به دنبال بسط تفسیری سیاسی و فقهی از تفکر دینی و شیعی است. در دهه شصت کوشش های سید جلال الدین آشتیانی زمینه ای برای پردازش غیرایدئولوژیک – بااینکه غیر انتقادی- به متن فلسفه اسلامی را فراهم می سازد و در دهه هفتاد شمسی به تدریج کتاب های سید حسین نصر که به زبان انگلیسی و برای مخاطبان غربی نوشته شده بود به زبان فارسی بازگردانده می شود. در دهه هشتاد باردیگر نام و یاد هانری کربن در فضای فکری ایران طنین انداز می شود و نه فقط جشنی به مناسبت صدمین سالروز میلاد وی در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار می شود، بلکه ترجمه کتاب های وی به زبان فارسی نیز با تاخیری چهل ساله شروع می شود. تا به اینجا که در میانه دهه نود هستیم نه فقط همه آثار هانری کربن ترجمه و انتشار یافته است، بلکه از مجلد معظم اسلام ایرانی که شاهکار فیلسوف فرانسوی بشمار می رود دو ترجمه فارسی در دست است.
***
اما بعد از مرگ هانری کربن در اواخر دهه هفتاد میلادی، مدرسه مطالعات عالی سوربون میزبان شاگردان و رهروان کربن بود. آنان هر یک قسمتی از وجوه متنوع مطالعات کربن را پیگیری و آنرا گسترش دادند. البته تاثیرپذیرفتگان از فکر کربنی در کل فرانسه شایان توجه و مشاهده بودند. از کریستین ژامبه که تفحص چپ گرایانه در فلسفه صدرالدین شیرازی را برگزید تا ژیلبر دوران که علائق راست گرایانه خودرا با مطمح نظر قرار دادن طرح پژوهشی کربن به پیش برد. از پیر لوری که تحقیق در علم کیمیا را سرلوحه کار خویش قرار داد، تا حتی نامدارانی نظیر پل ریکور که بحث درباره اتوپیا را بسط دادند.
اما در بین همه شاگردان و رهروان هانری کربن، محمدعلی امیرمعزی جایگاه ویژه ای دارد. او شاخص ترین پژوهشگر اروپایی است که تحقیقات و تالیفات خودرا با محوریت تشیع و در قالب پدیدارشناسی کربنی تدوین کرده است. امیرمعزی در سوربون با دفاع از پایان نامه خویش تحت عنوان «راهنمای الهی در تشیع نخستین» در سال 1991 گستره پژوهش های خودرا محدود به بازشناسی و تبارشناسی مذهب تشیع از قرن اول تا چهارم هجری کرده است. او در این راه علاوه بر اتخاذ رویکرد پدیدارشناختی، بررسی های تاریخی بوسیله سندشناسی و منبع پژوهی برای استخراج احادیث، روایات و اخبار به حاشیه رانده شده توسط فقها، حکما و متکلمین را نیز در دستور کار خود قرار داده است. به همین خاطر در رساله دکتری خویش روایات مختلفی از کتاب نادیده گرفته شده «بصائر الدرجات» نقل کرده است.
او در سال 1992 با ادامه دادن مسائل و مباحث مطروحه در پایان نامه درخشان خویش مقاله ای درباره صفار قمی نویسنده بصائر نوشت و بعد از ستاندن کرسی کربن در مدرسه مطالعات عالی سوربون، دروس ارائه شده خودرا با محوریت این نویسنده و محدث شیعی سامان داد. دیدگاه محمدعلی امیرمعزی چه در رساله دکتری و چه در مقاله ای که درباره صفار قمی محدث مکتب قم در قرن سوم هجری نوشته است، تاکید بر جایگاه کانونی امام شناسی در مکتب تشیع است. امری که در کانون تالیفات دیگر امیرمعزی نظیر کتاب «مذهب راز» که متشکل از مجموعه مقالات وی در دهه نود میلادی است که در سال 2006 انتشار یافته نیز قرار دارد. لازم به ذکر است که دو سال قبل از آن نیز امیرمعزی با همکاری کریستین ژامبه کتاب «تشیع چیست؟» را در سال 2004 منتشر نموده بود. کتابی که اهتمام داشت تفارق ها و تمایزهای جهان شناسی شیعی و جهان بینی اهل سنت و جماعت را متذکر شود و از این مسیر بر جنبه های معنوی اسلام شیعی تاکید باردیگر ای بگذارد. محمد علی امیرمعزی در مجموعه آثار خود می کوشد برای تبیین نظریه امام شناسی شیعی، از احادیث نقل شده در منابع اصلی و اصیل مذهب امامیه، ابتدا پردازش معنایی به عمل آورد و سپس نظامی مبرهن و ساختاری هماهنگ از آنها ارائه نماید. همانطور که ذکر شد امیرمعزی در این پردازش و پژوهش از پدیدارشناسی به سبک هانری کربن بهره بنیادین می برد.
***
امیرمعزی برای تبین گوهر شیعه اولین که بر محور امام شناسی و شان عرفانی امام بعنوان راهنمای کامل و پیشوای ربانی قرار داشته است به منابع متفاوتی رجوع می کند. کتب روایی و احادیثی که در مکاتب کوفه، بصره و قم اما شاه بیت منبع پژوهی او معطوف به احادیثی است که صفار قمی در کتاب خود نقل کرده است. چه اینکه از نظر محمدعلی امیرمعزی کتاب «بصائرالدرجات فی علوم آل محمد» صفّار قمی خالص ترین و وفادارترین منبع در سنت اولیه‌ی ای است که او از آن با عنوان سنت باطنی غیر عقلی یاد می کند. اما این سنت چیست؟ چگونه شکل گرفته است و چگونه به حاشیه رانده شده است؟
امیرمعزی معتقد می باشد جدال الهیات عقلی و فقهی با الهیات باطنی شیعه اولین در قرن چهارم هجری منجر به پیروز شدن روایت کلامی و فقهی از مذهب تشیع شده و در نتیجه تبدیل این مذهب به یک مکتب شرعی را به همراه داشته است. بدین ترتیب از قرن چهارم تا به امروز، شیعه اولین که از نظرگاه امیرمعزی نمود حقیقی تشیع بوده در حاشیه قرار گرفته است و حقیقت باطنی تشیع و به عبارت بهتر تشیع به مثابه یک طریقت عرفانی به محاق رفته است. به عبارت دیگر او معتقد می باشد ادبیات باطنی شیعه سده های اولین در گرایشات اجتهادی و فقهی متفکران شیعی قرون چهارم به حاشیه رانده شده و گرایشات کلامی جایگزین آن گردیده است. امیرمعزی برای تبیین این مدعای خود دست به جستجوی گسترده ای در آثار روائی و اخباری شیعه از قرن اول تا چهارم هجری می زند و نتیجه می گیرد که با استناد به این منابع اولیه، جهان شناسی، آخرت شناسی و الهیات نجات تشیع اولین در «امام شناسی» و در حقیقت فهم و پذیرش وجود امام بعنوان راهنمای الهی و پیشوای ملکوتی منحصر شده است. چه اینکه محور اندیشه مذهبی شیعیان در چهار سده اولین شکل گیری این مذهب، بر مدار معرفت امام و ولایت متمرکز بوده و حتی محورهای دیگر اعتقادی نظیر خداشناسی و باور به توحید و معاد باتوجه به محور ولایت و امام شناسی قابل تفسیر بوده است. بدین ترتیب نظریه امام شناسی بعنوان کانون تشیع اولین همیشه مورد توجه امیرمعزی در رساله دکتری، مقالات گوناگون و کتب دیگرش بوده است. نکته ای که فصل تمایز امیرمعزی با استاد نامدارش کربن است در افزودن نگاه تاریخی به رویکرد پدیدارشناسی است که آثار استاد ایرانی سوربون را جزء پژوهش های انتقادی قرار می دهد.
***
اگر ما در کتاب «راهنمای الهی در تشیع نخستین» شاهد اثبات اصالت جنبه های باطنی و تاویلی فکر شیعی در سده های اولین از طرف امیرمعزی هستیم، در کتاب دیگرش با عنوان «مذهب راز» شاهد بررسی معانی باطنی تشیع در نسبت با بروز تاریخی و سیاسی تشیع و تفسیرهای مختلف از آن هستیم. محمدعلی امیرمعزی در مقاله خواندنی خود درباره صفّار قمی و کتابش بصائر الدرجات نیز می کوشد به این پرسش بپردازد که چرا این کتاب و نویسنده اش همیشه از طرف متفکران شیعی محل اشکال و تردید بوده است و این اثر چه جایگاهی در تاریخ اندیشه شیعی دارد؟ به عبارت دیگر امیرمعزی می کوشد عدم اعتنای متفکران و نویسندگان شیعه به صفار قمی و کتاب بصائر الدرجات اش را ذیل منازعه گرایشات کلامی و فقهی با ادبیات باطنی تشیع طرح و بررسی کند. منازعه ای که تا به امروز به ضرر تشیع باطنی و به سود تشیع کلامی و فقهی بوده است. بااینکه این نکته خوشایند فیلسوفان و متکلمان عقل محور شیعی است، اما نمی تواند مورد تایید پژوهشگری باشد که در جستجوی جوهر مذهب امامیه، متون و منابع اولیه شیعه را کاویده و مورخ تشیع فارغ از پیرایه های عقلی، فقهی و کلامی نام گرفته است.
* نویسنده و روزنامه نگار حوزه اندیشه

1399/12/18
11:20:53
0.0 / 5
268
تگهای خبر: اسلام , اسلامی , امام , جشن
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴